شادى نفيسى
18
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
در بخش چهارم ، تأثير مكاتب جديد اجتماعى ، اقتصادى و فلسفى عنوان گرديد . در بخش پنجم ، تأثير دستاوردهاى جديد علمى و همچنين كلام مسيحيت بر حوزهء تفكر دينى نمايانده شد . در اين فصول كوشيدهايم تا با بررسى تاريخ انديشهء دينى و تفسير در دورهء معاصر ، زمينههاى فراهم آورندهء تحول در انديشهء مسلمانان و به تبع آن مفسران را باز شناسيم و در حد امكان و اختصار بنمايانيم . اين امر به ما كمك مىكند تا شناختى كاملتر از انديشههاى دينى و تأثيرپذيرى آنها از ديگر حوزههاى معرفتى و غير معرفتى ( نظير عوامل اجتماعى و سياسى و فرهنگى ) به دست آوريم . همچنين مىتوان گفت كه حداقل به ما جايگاه درست انديشهها و معرفتهايى را كه در مقطع كوتاه زمان ثابت و خلل ناپذير به نظر مىرسند ، مىنماياند . در اين جا توجه به چند نكته ضرورى است : اول آن كه ما در فصل اول به بررسى جريانهاى اجتماعى ، سياسى و فرهنگى و تأثير آنها بر حوزهء تفكر دينى اقدام نموديم . بايد توجه داشت كه اين گونه جريانها كه در جامعه شكل مىگيرند بسيار پيچيده و به هم درآميخته هستند و تفكيك آنها از يكديگر امكانپذير نيست ؛ اما براى شناخت بهتر آنها چارهاى نبود جز آن كه هر يك از آنها را مستقلا مطرح نماييم . دوم آنكه تبيين كامل و پروراندن موضوع هر يك از بخشهاى فصل اول مىتوانست مستقلا موضوع يك تحقيق قرار گيرد . فيشهايى هم كه در هر زمينه فراهم آمده بود ، بسيار زياد بود . اما با توجه به هدف اصلى اين تحقيق مىبايست ، مباحث در نهايت اختصار طرح شوند . از اين رو به حداقل اكتفا شد . سوم آن كه در اين فصل ، از شخصيتهاى مسلمان متعددى نام بردهايم و انديشههاى دينى مختلفى را مطرح كردهايم . آن چه در اين جا براى ما حائز اهميت بوده است ، صرف انديشهء دينى و عوامل شكل دهندهء آن بوده است . از اين رو همّ خود را مصروف ارزيابى صحت يا سقم اين انديشهها يا داورى دربارهء خوب و بد بودن شخصيت افراد و اعمال و كردار آنان نكردهايم . تحقيق ما صرفا يك بررسى معرفت شناختى است . براى فصل دوم با عنوان جلوههايى از عقلگرايى در تفسير ، چند موضوع مهم محورى در تفسير انتخاب شد و در پنج تفسير مورد نظر ، بررسى شد . اين موضوعات عبارت بودند از عقل ، علم ، آياتى از قرآن كه در آن از طبيعت و علوم سخن گفته شده است ، ملائكه ، جن ، شيطان ، معجزات پيامبران ، امدادهاى غيبى و عذابهاى الهى .