شادى نفيسى
15
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
مقدمه تفسير نگارى سرگذشتى بس طولانى و پرفراز و نشيب دارد . از همان روزهاى نخست نزول وحى كه آيات الهى بر زبان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله جارى مىگشت و بر مردم خوانده مىشد ، بودند كسانى كه براى درك بهتر كلام الهى و پيام آسمانى قرآن ، نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىآمدند و از حضرتش صلّى اللّه عليه و آله تفسير و توضيح آيه را جويا مىشدند . در واقع پيامبر بزرگوار اسلام صلّى اللّه عليه و آله خود اولين مفسر قرآن بودند . در اين ايام پرسشهاى تفسيرى اندك بود . درخشندگى وحى ، چشمها را خيره ساخته بود . مبارزه با دشمن بيرونى و خصم درونى ، مسلمانان را به خود مشغول داشته بود . وجود مبارك پيامبر ، برترين الگوى مسلمانى و روشنترين تفسير ديندارى بود . و در كنار اين همه ، خلوص زبان و سادگى و بىپيرايگى فهم مسلمانان صدر اسلام ، موجب شده بود كه بيان قرآن را تا حدود زيادى درك نمايند و پرسشهايشان اندك باشد . ليكن اين ايام كوتاه و سرنوشت ساز سپرى شد و از آن پس ، وضع مسلمانان تغيير كرد . خورشيد وحى غروب كرد و عمر درخشان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به فرجام رسيد و زندگى را بدرود گفت . دشمن بيرونى مغلوب گشت و تمام جزيرة العرب به دست مسلمانان افتاد و جنگ با كشورهاى ديگر ، پيروزىهايى پى در پى را به همراه داشت . ثروت و قدرت از هر سو به آنان روى آورد . قدم گذاشتن به سرزمينهاى ديگر ، درآميختن با ملتها و تمدنهاى جديد ، آشنايى با دانش نوين از دست رفتن خلوص زبانشان را در پى داشت . اينك با دور شدن از زمان صدر اسلام و با تغيير و تحول در وضعيت جامعهء مسلمانان ، نياز به تفسير براى درك بهتر قرآن ، بيشتر احساس مىشد . از اين پس تفسير ، مسيرى پرفراز و نشيب را طى نمود كه اهل فن ، آن را به مراحلى چند