شادى نفيسى
113
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
مجاز در برابر علم گراييدهاند يا اين موضوعات را از محدودهء علم خارج دانستهاند ؟ در هر دو بخش تفسير آيات علمى و غيبى ، علاوه بر آن كه شيوهء تفسيرى مفسران را بررسى كرديم ، نظر آنان را نيز دربارهء روش بيان قرآن در اين موضوعات ، هدف قرآن از پرداختن به آنها و همچنين مخاطبان قرآن جويا شديم . براى نوشتن و سخن گفتن ، حقايق بسيار مختلفى وجود دارد و شيوههاى متنوعى براى ارائهء آن در دسترس است . هر سخنى كه گفته مىشود و هر نوشتهاى كه تدوين مىگردد ، به تناسب هدف ، مخاطب و گويندهاش ، مطالب و شيوهء بيان خود را برمىگزيند . قطعا سخن يك عالم طبيعى با عالم دينى و نيز سخن يك دانشمند با فرد عامى فرق دارد . كسى كه با كودك سخن مىگويد ، مطالبى را در سطح درك او برمىگزيند و آن كه براى دانشجويى صحبت مىكند ، به گونهاى ديگر ، حقايق را بازگو مىكند . اينها مباحثى است كه ما در تفاسير به جستجوى آنها پرداختيم ؛ اما مفسران در اين بحث ، بعضا اصولى ناخودآگاه و عموما ناگفته دارند كه مطابق آن ، قرآن را تفسير مىكنند و به ندرت مىتوان در سخن آنان مطلبى در اين زمينه يافت . اما ما همين قدر اندك را هم غنيمت شمرده ، نقل كردهايم . با توجه به اين توضيحات ، ما در اين دو بخش از فصل دوم ، در تفسير آيات قرآن ، مسائل ذيل را بررسى مىكنيم : - مفسران تا چه حد و چگونه از علم در تفسير قرآن بهره مىبرند . - چه روشى را در تفسير پيش مىگيرند ، تا چه اندازه به تمثيل و مجاز مىگرايند و چه ميزان به حديث استناد مىكنند . - به چه اصولى و مبانىيى در تفسير معتقدند ، هدف قرآن ، مخاطبان آن و روش بيانش را چگونه تبيين مىكنند . همچنين در اين فصل براى نمونههاى تفسيرى ، پنج تفسير مهم اين دوره را برگزيدهايم : تفسير الميزان ، المنار ، فى ظلال القرآن ، الجواهر و نمونه كه هر يك شاخص يك رويكرد و نگرش به قرآن محسوب شده ، در ميان تفاسير معاصر ، صاحب سبك و پيشگام قلمداد مىشوند . تفسير المنار تفسير دورهء معاصر ، با تفسير المنار آغاز مىگردد . اين تفسير با ارائهء نگرشى نو