شادى نفيسى

112

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

برگزيده بودند . عده‌اى با تفكيك زبان علم و دين ، حوزهء اين دو را از اصل ، از هم مجزا ساختند . عده‌اى به علم ، ابزار انگارانه نگريسته و اعتبار يافته‌هاى آن را در بيان حقيقت ، زير سؤال بردند . و عده‌اى نيز به تأويل دين دست يازيدند و گفته‌هايش را تمثيلى و مجازى خواندند . « 1 » با در نظر گرفتن اين شيوه‌ها براى حل مسئله ، كوشش شد تا دريابيم مفسران مورد نظر ما چگونه به حل اين تعارض بين معرفت علمى و دينى پرداختند ، علم را بىاعتبار كردند يا قرآن را تأويل نمودند يا در داورى توقف كردند و يا راه ديگرى را در پيش گرفتند و در هر مورد چه مبناى عقلىيى براى گزينش خود قائل بودند . در بخش دوم ، تفسير آياتى را در نظر گرفتيم كه موضوع آنها در شمار امور غيبى و متعلق به عالم ماوراى ماده تلقى مىشوند . اين موارد را در دو دسته طرح كرده‌ايم : يكى ، معجزات پيامبران ، امدادهاى غيبى ، عذاب‌هاى الهى و ديگر امور خارق‌العاده كه در شمار اين امور غيبى هستند و اغلب در قالب داستان بيان شده‌اند . از آن جا كه خود داستان‌هاى قرآن از موضوعات مورد بحث علوم قرآنى در دورهء معاصر مىباشند ، در اين بحث از يك سو ديدگاه‌هاى مفسران دربارهء قصص به طور كلى ، تحقيق شده ، و از سوى ديگر ، تفسير مفاد غيبى و خارق‌العادهء آن بررسى شده است . و دوم ، ملائكه ، جن و شيطان . به علت تفاوت اين دو دسته مطالب ، آنها را مجزا آورديم و به دليل همسنخى آنها از نظر غيبى بودن و پيوستگى ديدگاه‌هاى مفسران در اين دو مبحث ، آنها را در پى هم ذكر كرديم . انتخاب آيات مربوط به غيب براى بخش دوم از آن رو بود كه پيشرفت علوم ، تفسير ما را از بسيارى از پديده‌هاى هستى ، كه روزگارى غيبى و خارق‌العاده تلقى مىشدند ، با ارائهء تفسيرى علمى ، دگرگون كرده و بسيارى از غير ممكن‌هاى تصوّرى را ممكن ساخت . ما در اين بخش كوشيده‌ايم تا دريابيم كه علم چگونه در نگرش مفسران در تفسير اين آيات ، تحول ايجاد كرده و آنان چگونه از يك سو به علم باور داشته‌اند و از سوى ديگر ، امور غيبى را يكى از اركان ايمان هر ديندارى تفسير كرده‌اند . آيا در اين بخش نيز به تمثيل و

--> ( 1 ) . ايان باربور ، علم و دين ، ص 195 - 212 .