يعقوب جعفرى

17

سيرى در علوم قرآن ( فارسى )

هر دو كار خداست و لذا كلام الله و كتاب الله گفته مىشود ولى ذكر كار پيامبر است و به همين جهت به قرآن ذكر الله گفته نمىشود . البته اين برداشتى كه ما از ذكر كرديم منافات و مغايرتى با اين ندارد كه بگوئيم ذكر بودن قرآن به معناى يادآورى و تذكر احكام و معارف الهى به مردم است و يا بگوئيم قرآن از آنجهت ذكر است كه علو و شرف دارد . همچنانكه در لغت به اين معانى آمده است . « 1 » از جمله مواردى كه از قرآن به عنوان ذكر ياد شده است آيات زير مىباشد : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ « 2 » ما ذكر ( قرآن ) را نازل كرديم و ما نيز نگهبان آن هستيم . وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ « 3 » و اين ذكر مباركى است كه نازل كرديم . در قرآن كريم حدود بيست بار واژه ذكر به معنى قرآن آمده است . 5 - كتاب : شايد بتوان گفت در قرآن كريم پس از واژه قرآن بيشتر از هر واژه‌اى كلمه كتاب در مورد قرآن به كار رفته است . اين كلمه گاهى به صورت مفرد و گاهى با اضافه و به صورت كتاب الله و گاهى همراه با صفاتى مانند مبين و حكيم و منير و مسطور و متشابه و غير اينها ذكر شده است .

--> ( 1 ) - فيومى ، المصباح المنير ص 253 . ( 2 ) - سوره الحجر ، آيه 9 . ( 3 ) - سوره الانبياء ، آيه 50 .