حسن بيگلرى
90
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
جادوگران و عبور آن حضرت و بنى اسرائيل بدون وسيلهء معمولى از دريا و بسيارى از اين گونه معجزات انبياى گذشته . اما قرآن كريم مانند نبوت حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله مخصوص زمان و مكان معينى نبوده و جلوهء آن ابدى و معجزهايست جاودانى و عالم گير و به همان قيافهايكه در صدر اسلام تجلى ميكرده در عصر حاضر و تا قيامت موعود نيز تجلى مينمايد و حتى با گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش ، بسيارى از حقايق معارف اين كتاب آسمانى روشنتر از زمان سابق گرديده است . بنا بر اين قرآن مجيد يك حادثهء زمانى نيست كه با گذشت زمان از نظرها محو شود بلكه فوق زمان و بيرون از دايرهء حوادث زمانى است و نيز فواصل طولانى مكانى هم كمترين تأثيرى در وضع اعجاز آن نداشته و بطور خلاصه معجزهايست كه مرزهاى زمان و مكان را در هم شكسته و تا روز بازپسين باقى است . دوم - يكى از وجوه اعجاز قرآن ، فصاحت و بلاغت آنست كه همواره گويا و با آدمى تكلّم مينمايد زيرا از سنخ سخن و حرف است كه فطرى و طبيعى افراد بشر مىباشد و از اوان طفوليّت لازمهء بشر ، حرف زدن و سخن گفتن است و چون كلام فصيح موجب مباهات است و فصاحت و بلاغت « 1 » در زبان عرب پيش از بعثت و هنگام ظهور اسلام بمقام شامخى رسيده بود و اعراب اصيل و خالص آن زمان از نظر سخن سرائى و نكته سنجى و ريزهكاريهاى ادبى بدرجات عاليهء كمال رسيده و آن را جز و مفاخر و شئون خود ميشمردند ، بدين سبب خداوند حكيم قرآن مجيد را ( كه از حروفى مركب است
--> ( 1 ) فصاحت يعنى روشنى و فصيح كسى را گويند كه گفتار و عبارات او در هم و پيچيده و موجب نفرت روحى نباشد و بمقتضاى مقام خطاب ، مطلبى را واضح و روشن بيان كند - بلاغت يعنى رسائى و بليغ كسى را گويند كه مطابق با مقتضاى حال مخاطب ، مطالب را با حفظ فصاحت بطرق مختلف بيان نمايد بنا بر اين فصيح شدن بمراتب آسانتر از بليغ گرديدن است - علم فصاحت و بلاغت آنست كه سخن را روشنتر و ادراك معنى را براى شنوندگان آسانتر و مقصود را به دلها رساتر و نافذتر كند .