حسن بيگلرى
76
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
ظاهرى به معناى حقيقى است و هر كس نميتواند آيات متشابه را از روى ظاهر و عقل و سليقهء خود معنى كرده بكنه مطالب آن پى برد چنان كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام ميفرمايد : ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض إلّا كفر ( هيچكس بعضى از آيات قرآن را بر بعض ديگر نزده مگر اينكه كافر شده است كه كه مراد از ضرب بعضى ببعض ، تأويل بعضى از متشابهات است ببعض ديگر بمقتضاى انديشهء خود بدون اخذ از اهلش كه خاندان رسالت باشند ) . حضرت امام رضا عليه السّلام نيز بشخصى فرمود از خدا بترس و با رأى خود كتاب خدا را تأويل مكن زيرا در قرآن كريم فرموده : وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ تبصره - هر گاه تمام آيات قرآن مجيد از محكمات بود و از ترجمه و ظاهر آنها مراد و مقصود بدست ميآيد ديگر احتياج بتفسير يا تأويل و توضيحات خارجى نداشت و فضيلت راسخون در علم ( محمّد و آل محمّد عليهم السّلام ) آشكار نميگرديد چنان كه عبد اللّه بن مسعود كه از صحابهء پيغمبر اكرم و از نويسندگان وحى است ميگويد قرآن داراى ظاهر و باطن است و ظاهر و باطن آنها نزد على بن ابيطالب عليه السّلام مىباشد . علم تفسير از همان زمان نزول قرآن آغاز شده و پيامبر و الا مقام اسلام نخستين مفسر قرآن بوده كه آيات منزله را بنص آيه ( 44 ) سورهء نحل تشريح و توضيح ميفرمود : وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ ( و قرآن را بر تو نازل كرديم تا بيان كنى آنچه را براى ايشان فرستاده شده ) و گفتگوهاى تفسيرى و سئوال و جوابها و تعليمات تفسيرى ميان اصحاب آن بزرگوار و مسلمانان صدر اسلام نيز رواج كامل داشته كه آن را تفسير قبل از تدوين يا تفسير شفاهى گويند . باتفاق تمام صحابه و مورخان و مفسران ، كسانى كه بيش از همه از نبى اكرم