حسن بيگلرى
75
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
و اصولا خطابات قرآن عموميّت دارد و مراد از آيات شريفه عموم لفظ است نه خصوص سبب و مورد مخصّص نيست ، بعبارت ديگر هر يك از آيات قرآن در موضوع خاصى نازل شده ولى دستور آن براى عموم است مانند آيهء 23 سورهء كهف و آيهء طلاق و امثال آن ترجمه - تفسير - تأويل ترجمه - نقل معناى لفظى است بلفظ ديگر مانند معانى كلمات و جملههاى عربى با السنهء ديگر كه بالفاظ فارسى تبديل شود مثال : منّ يعنى از - هو به معناى او - نزّلنا يعنى نازل كرديم - اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ يعنى ما را به راه راست راهنمائى فرما تفسير - مصدر باب تفعيل و مأخوذ از فسر به معناى پرده بر گرفتن و كشف و توضيح امر مخفى و مشكل است و علم بمعانى كلام پروردگار را تفسير گويند . علما براى تفسير ، تعاريف مختلف فرمودهاند از جمله ملا سعد تفتازانى و امام فخر رازى چنين تعريف نمودهاند : تفسير علمى است كه در آن بحث مىشود از الفاظ كلام پروردگار از حيث دلالت آنها بر مراد حضرت احديّت . ببيان سادهتر تفسير ، دانشى است كه در بيان معانى آيات قرآن و اسباب نزول و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و ديگر شئون آن گفتگو مىكند . مقصود از تفسير قرآن شرح معانى آيات شريفه و بيان شأن نزول آنها براى استنباط احكام و معارف دين است . تأويل - مصدر باب تفعيل ( مأخوذ از اول - بفتح اول و سكون دوم ) بمعنى باز گردانيدن و رجوع است و در قرآن مجيد عبارتست از ارجاع آيات متشابه بيكى از معانى محتملهء آن ، بعبارت ديگر تأويل ، معلوم كردن باطن آيه است . توضيح آنكه از ترجمه و ظاهر آيات متشابه ، مراد و مقصود بدست نميآيد و دانستن معانى واقعى آيات مذكوره محتاج بتوضيحات خارجى و تأويل و نقل معناى