حسن بيگلرى
170
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
حرف از الفباى زبان عرب را كه عبارتند از « خ - ص - ض - ط - ظ - غ - ق » حروف مستعلية خوانند زيرا هنگام اداى آنها دهان پر از صدا شده ، صوت و زبان ميل بكام بالا ميكنند و با تفخيم و غلظت تلفظ ميشوند . بعضى ، حروف مزبور را مانند « راء » حروف مفخّمة نيز گفتهاند ليكن معروف همان حروف مستعليه است كه گفته شد . 8 - استفال : مصدر باب افتعال و به معناى پست شدن و ضد استغلاء است و 21 حرف بقيهء حروف تهجّى را مستفلة گويند چه هنگام تلفظ آنها صوت و زبان به طرف پائين ميل كرده به پستى و نازكى ادا ميشوند . برخى اين حروف را منخفضة نيز گفتهاند ( انخفاض يعنى پست شدن ) ولى مشهور همان حروف مستفله است كه گفته شد . 9 - إذلاق : مصدر باب افعال و به معناى تندى و تيزى و روانى زبان است و شش حرف « ل - ن - ر - ف - ب - م » مجتمع در كلمات فرّ من لبّ ( از عقل فرار كرد ) را كه به تندى و سرعت ادا ميشوند حروف مذلقة خوانند و نيز باعتبار اينكه سه حرف اول ( لثوى ) از كنار و تيزى سر زبان و سه حرف آخر ( شفهى ) از كنار لبها خارج ميشوند مذلقه ناميده شده است . 10 - إصمات : مصدر باب افعال و به معناى سكوت و خاموش شدن و بسنگينى ادا كردن و ضد اذلاق است و 22 حرف بقيهء الفباى زبان عرب را كه از محل خود بسنگينى و تأنّى تلفظ ميشوند مصمتة گويند . تبصره - چون تلفظ كلمات چهار حرفى و پنج حرفى ، سخت و سنگين است براى سهولت تلفظ ، خالى از يك يا دو حرف مذلقه نميباشد مانند سفر جل ( به ) و چنانچه كلمات مزبور فاقد يكى از اين حروف باشد آن كلمه ، عربى خالص نيست بلكه از زبانهاى ديگر داخل زبان عرب شده و آن را دخيل گويند مانند عسجد ( طلا ) .