حسن بيگلرى
171
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
صفات عارضى حروف صفاتى است كه لازمهء حروف نميباشد بلكه بهجت حسن قرائت و زينت تلاوت عارض بر آنها ميگردد و هيچيك از اين صفات با ديگرى ضديت نداشته و با صفات اصلى هم مخالفت ندارند و عبارتند از : 1 - صفير 2 - قلقلة 3 - سكون 4 - تفّشى 5 - انحراف 6 - تكرير 7 - استطالة 8 - لين 9 - غنّة 10 - بحّة 11 - خرورة 12 - نبر 13 - نفخ و نفث 14 - خفاء 15 - هاوى 1 - صفير : مصدر و صوتى است ممتد بدون حرف كه از سر زبان و ميان دندانهاى ثناياى بالا و پائين خارج مىشود و حروف اسلى ( ص - س - ز ) داراى اين صفت ميباشند . هنگام اداى حروف مزبور صوتى شبيه بصداى گنجشك پديد آيد - صفير « صاد » شديدتر از « سين » و « زاء » خفيفتر از آن دو مىباشد . هنگام اداى حروف مزبور صوتى شبيه بصداى گنجشك پديد آيد - صفير « صاد » شديدتر از « سين » و « زاء » خفيفتر از آن دو مىباشد . 2 - قلقلة : مصدر باب فعل ( رباعى مجرد ) و به معناى حركت و جنبش صدا است كه از اجتماع صفات جهر و شدت حاصل مىشود و پنج حرف « ب - ج - د - ط - ق » مجتمع در كلمات قطب جدّ ( ستارهء بخت و اقبال ) داراى صفت قلقلة هستند زيرا در حال سكون « اعم از سكون لازم يا عارض » محتاج به حركت و جنبش در مخرج ميباشند و الّا ظاهر نخواهند شد و اين حركت كه موجب پيدايش اندكى صداى كسره مىشود قلقلة نام دارد . چنانچه هر يك از حروف مزبور در ميان كلمه باشد آن را قلقلهء صغرى و اگر در آخر كلمه قرار گيرد قلقلهء كبرى گويند و قلقلهء كبرى قويتر و محكمتر از قلقلهء صغرى ادا مىشود مانند : سُبْحانَ - بابٍ - يَجْحَدُونَ - حَجَّ - يَدْخُلُونَ - أَحَدٍ - مَطْلِعَ - صِراطَ - خَلَقْنا - الْمَشْرِقُ .