حسن بيگلرى
169
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
تبصرهء 1 - حروف كلمات « نور علمى » حد فاصل و ميان شدت و رخوت است و آنها را حروف بينيّه خوانند زيرا نه چندان با شدت تلفظ شوند كه آواز به كلى راكد و مانع جريان صوت گردد و نه چنان با سستى گفته شوند كه مانند حروف رخوه محتاج كشش زياد باشند مانند ان - ال - ام . شيخ ابو القاسم شاطبى حروف بينيّه را پنج حرف و مؤلف لغت قاموس دو حرف « و - ى » را نيز بدانها افزوده است بنا بر اين حروف بينيّه همان هفت حرفى است كه فوقا ذكر شد . تبصرهء 2 - بعضى از متأخرين هشت حرف « ذ - ر - ز - ض - ظ - غ - و - ى » را كه از حروف مجهورةاند مهموسة دانند و دو حرف « ت - ك » را كه از حروف مهموسةاند مجهورة دانستهاند در صورتى كه چنين نيست زيرا دو حرف اخير داراى صفت شدت بوده و هشت حرف اوليه صفات رخوت و ميان شدت و رخوت دارند و تأثير صفات نامبرده در اين حروف ، موجب چنين تصورى شده است . 5 - اطباق : مصدر باب افعال و به معناى پوشانيدن و طبق بر سر چيزى گذاردن است و چهار حرف « ص - ض - ط - ظ » كه هنگام اداى آنها پارهاى از زبان جمع شده و قسمتى از كام بالا را كه مقابل آنست ميپوشاند حروف مطبقة نامند كه با غلظت و تفخيم تلفظ ميشوند . تبصره - در صورت عدم رعايت اطباق ، ص به س - ض به ز - ط به ت - ظ به ذ شباهت لفظى پيدا ميكنند و به همين سبب صفت اطباق احتياج به تمرين بيشترى دارد . 6 - انفتاح : مصدر باب انفعال و به معناى قبول باز شدن و گشودن و ضد اطباق است و باستثناى چهار حرف مطبقه بقيهء 24 حرف تهجّى را منفتحة نامند چه هنگام تلفظ آنها زبان از كام بالا جدا و گشوده شده آن را نمىپوشاند و بنازكى ادا ميشوند . 7 - استعلاء : مصدر باب استفعال و به معناى طلب بلندى كردن است و هفت