محمد كريم الكواز ( مترجم : سيد حسين سيدى )
29
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى )
يافت ، بالا برد ، به اعجاز بيانى اشاره نمود . اين دانش ويژگىهايى دارد كه علّت مزيّت كلام است تا اينكه به اعجاز منتهى شد و از توانايى بشر هم خارج گشت « 1 » و بيان را به فصاحت و بلاغت مقرون كرد . « 2 » گويى همگى يك دلالت دارند ، او كتابش را اسرار البلاغه ناميد كه تنها به مباحث بيان و دوگونه بديع لفظى - بنابر تقسيم بلاغت به سه علم - اختصاص داد . پيداست كه وى علوم بلاغى را يك علم مىدانست . « 3 » ابن خلدون بر آن است كه ثمرهء علم بيان ، فهم اعجاز قرآن است و علم بيان و بلاغت را يكسان مىداند . « 4 » برخى از دانشمندان در دورهء جديد كتابهاى خود را براساس ترادف بين بلاغت و بيان نامگذارى نمودهاند ، مثل الاعجاز البيانى للقرآن الكريم از عائشة عبد الرحمن و اعجاز القرآن البيانى از دكتر حفنى محمد شرف . « 5 » برخى هم مثل عمر محمد السلامى اصطلاح اعجاز هنرى قرآن را برگزيدند و برخى مثل محمد ابو موسى همچنان اصطلاح اعجاز بلاغى را حفظ كردند . اين نشانهء تعدد اصطلاحات و تداخل آنها با يكديگر است كه همگى بر يك مفهوم دلالت دارند . 2 . مفهوم اعجاز بلاغى به معناى محدود شدن به مطالب بلاغت در حوزهء معانى ، بيان و بديع نيست بلكه فراتر از آن به علل تأثيرگذارى بر جان و روان كه در اختيار بشر نيست نيز مىپردازد . پيش از اين باقلانى به ردّ كسانى پرداخت كه تنها به جنبهء بلاغى يعنى بديع آن روى آورده بودند . مىگفت : « بدان آنچه كه قبل از اين تبيين نموديم ، و سخن استوارى است ، اينكه اين امور تقسيماتى دارد . امكان دست يافتن به برخى از آنها هست و به آموزش قابل درك است كه راهى به شناخت اعجاز قرآن بدينوسيله نيست . اما آنچه كه به آموزش و ممارست در امور بلاغى راهى
--> ( 1 ) دلائل الإعجاز ، ص 7 . ( 2 ) همان ، ص 43 . ( 3 ) اسرار البلاغه ، ص 20 ؛ و البلاغة تطوّر . . . ، صص 160 - 161 . ( 4 ) مقدمهء ابن خلدون ، ج 4 ، ص 1266 . ( 5 ) المعجزة الكبرى ، ص 79 .