محمد كريم الكواز ( مترجم : سيد حسين سيدى )

18

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى )

آگاهى و عبرت است . » « 1 » فصاحت و بلاغت هنر عرب‌ها بوده است و عرب‌ها در شيوايى گفتار و سخنورى و ستيزه‌گرى هنگام دشمنى سرآمد بودند « 2 » ، اما قرآن اين مهارت را نقض و خرق عادت نمود و ، در عين حال ، به زبان آنان و سنّت‌هاى سخنورى آنان نازل شد . نكتهء قابل توجه در اين‌جا آن است كه معجزه زمانى اثبات مىشود كه معلوم و در سطح درك خصم ، هرچند فراتر از توان آنها ، باشد و تأثير آن در طول زمان و به ميزان نياز مردم در تبليغ دين استمرار داشته باشد . « 3 » اين سخن رابطهء بين امت و معجزه را از دو جهت تعيين مىكند : 1 . وضعيت امّت ، 2 . زمان معجزه . از نظر وضعيّت بايد گفت كه معجزه‌هاى پيشين حسّى بوده و با وضع ملّت‌هايى كه معجزه در آن رخ داده تناسب داشته است . اما معجزهء امّت عرب ، به خاطر هوش و درك‌شان ، عقلى بوده است . از حيث زبان هم اين معجزه عقلانى است ، تا اهل بصيرت تا پايان جهان آن را دريابند . اما معجزات گذشتگان بصرى بوده و با از بين رفتن آن از يادها مىرفته است . چيزى كه عقلانى باشد ماندگار است و آيندگان نيز آن را درمىيابند . « 4 » لذا اعجاز قرآن ، به واسطهء جاودانگىاش ، با معجزات امتهاى پيشين متفاوت است ؛ طبيعت اعجاز آن نيز با جاودانگى و ماندگارى تناسب دارد . اما مقرون به تحدّى بودن ، آن است كه پيامبر به عنوان نشانهء پيامبرىاش و به قصد رويارويى با مخالفان معجزه‌اى بياورد . آنگاه كه نشانهء پيامبرى آشكار گشت و آنها در ارائهء مثل آن عاجز ماندند ، ادعاى پيامبر درست و نبوّت وى ثابت مىگردد . مراد از تحدّى آن نيست كه همهء مردم را به چالش بطلبد ، چون برخى از آنان اهل فن مىباشند و ناتوانى خود و مردم عصرشان را مىدانند و لذا نيازى به تحدّى نيست تا معجزه بودن آن مشخص گردد . « 5 »

--> ( 1 ) آل عمران : 48 و 49 . ( 2 ) البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 9 . ( 3 ) الظاهرة القرآنية ، ص 67 . ( 4 ) الاتقان ، ج 4 ، ص 3 . ( 5 ) اعجاز القرآن ، باقلانى ، ص 252 .