اكبر ايرانى قمى
81
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )
و تناسق آيات مىپردازيم . ( * ) روش شيخ در بحث نظم ارتباط و اتصال آيات اگر ارتباط ميان آيهء پسين و پيشين روشن و آشكار باشد ، خواننده با اندك دقت نظر ، بدان پى مىبرد ؛ چنان كه دومى تأكيد يا بدل يا تفسير از آيه اول باشد ، بديهى است كه در اين گونه موارد ، اشارهاى به وجه اتصال آن نمىشود ؛ ليكن اگر آيهء پسين مستقل از آيه يا جمله پيشين به نظر برسد و نيز معطوف به حروف عطف هم نباشد ؛ به عبارت ديگر ، اگر ارتباط و پيوستگى ميان جملههاى يك آيه يا آيهاى با آيات پيشين ، بسيار دقيق و ظريف و ناپيدا باشد و خواننده گمان ببرد كه آيهء مذكور از موضوع خارج شده ، اينجاست كه مفسر بزرگ ، با قريحهاى مالامال و ذوقى سرشار ، در محل مناسب به بيان وجه ارتباط و اتصال آيات به يكديگر مىپردازد . با بررسى و پژوهشى كه در مجلدات تبيان ، به ويژه در سور سبع طوال انجام شد ؛ به نظر رسيد كه طرح مبحث ياد شده غالبا در همين سورهها صورت پذيرفته و به ندرت در ديگر سور بدان اشارتى رفته . بديهى است كه آيات سور بلند قرآن ، از بلندى و تفصيل بيشترى برخوردارند ؛ برعكس ديگر سور كه غالبا داراى تناسق و ارتباط آشكارى هستند . اكنون به ذكر چند نمونه و مثال مىپردازيم : 1 - وجه اتصال آيه به ماقبل آن : الف - 102 قوله : وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ . ( آل عمران / 109 ) وجه اتصال هذه الآية بما قبلها ( ( تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ ) ، وجه اتصال الدليل بالمدلول عليه ، لانه لما قال : ( وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ ) وصله بذكر غناه عن الظلم اذا الغنى عنه العالم بقبحه و معناه لا يجوز وقوعه عنه .