اكبر ايرانى قمى

73

روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )

مثال : فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ . 60 س آخر : قرّاء در حرف « من » اختلاف نظر دارند . برخى آن را زائد دانسته‌اند زيرا تمام آنچه را كه سگ شكارى مىگيرد مباح است و تقدير آن اين است كه : « فكلوا ما امسكن عليكم » مانند آيهء مباركه « يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ » عده‌اى ديگر منكر اين نظر شدند و « من » را حرف تبعيض دانستند و ادعاى خود را با جملهء معروف « قد كان من مطر » تقويت كردند . . . نظر قوىتر آن است كه « من » در آيه مورد بحث به معناى تبعيض است زيرا آنچه را كه سگ شكارى صيد مىكند خوردن تمام شكار جايز نيست و خوردن قسمتى از اعضاى آن مانند خون و مدفوع حيوان حرام است . 61 5 - استطرادهاى نحوى . شيخ ، در سور بلند قرآن ، مباحث لغوى مبسوطى ارائه مىدهد . در بسيارى از آنها ، به مناسبت ذكر كلمه‌اى ، استطرادا به برخى از جزئيات آن اشاره مىكند . مثلا وقتى كلمهء لدن را در اين آيهء مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً 62 اعراب مىكند مىفرمايد : « و لدن در محل جرّ است و دربارهء آن لغات و لهجه‌هاى بسيار است مانند : له ، لدن ، لدا و لدا كه همه به يك معناست . » 63 هنگامى كه به اسم فعلى چون « هلمّ » مىرسد ؛ به ذكر لغات مختلف آن مىپردازد ، سپس افصح لغات را برمىگزيند : « و هلمّ كلمة موضوعة للجماعة بنى مع « ها » و من قال « هلموا » فانه لم يثنيه مع « ها » و الاول افصح لغات لانها لغة القرآن و هى لغة اهل الحجاز و اهل نجد » و آن را فعل متصرف مىداند و مىگويد : هلمّ و هلمّا و هلمّوا و هلمّى و هلمّيا و هلّمن . . . . 64 6 - استشهاد و تمسك به آيات ، اشعار و امثال ، از روشهاى متداول شيخ در تفسير آيات مىباشد : الف - آيات ، قوله : « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ » 65 معناه فبرحمة و ما زائدة باجماع المفسرين ذهب اليه قتاده و الزّجّاج و الفرّاء و مثله قوله : عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ . 66 ب - اشعار : وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ . 67 « لات » از حروف مشبهه به « ليس » مىباشد يعنى حرف نفى است و تنها در « حين » عمل مىكند مانند اين بيت شعر :