اكبر ايرانى قمى
72
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )
انتخاب يكى يا ردّ ديگر اقوال مىپردازد . 53 مثال : . . . صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً . . . 54 دو احتمال در نصب « صبغة اللّه » وجود دارد : 1 - آنكه بدل و تفسير عبارت « بل ملة ابراهيم » باشد . 2 - مفعول به فعل مقدر مانند « اتبعوا » باشد كه البته احتمال اول نيكوتر است . احتمال ديگرى در مورد « رفع » صبغه وجود دارد كه خبر از مبتداى محذوف يعنى « هى صبغة اللّه » باشد . 55 3 - آنچه در اينجا مورد اهتمام شيخ است اعراب در راستاى قواعد نحوى و عدم پذيرش اقوال نادرست و ضعيف ، كه در سراسر مباحث اعرابى به وضوح به نظر مىرسد . مثال : وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . 56 دو احتمال در رفع « فيكون » وجود دارد : 1 - عطف بر « يقول » باشد . 2 - بنابر استئناف باشد . يعنى « فهو يكون » . اما احتمال منصوب بودن آن بنابر اينكه فعل امر باشد جايز نيست زيرا لازمه جواب وجود جمله شرطيه است . 57 مثال : وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ . 58 فان قيل القراءة بالجر ليست اگر گفته شود كه قرائت با كسر « رؤوس » بنابر عطف در معنا نيست بلكه عطف به طريق مجاورت است . . . در پاسخ مىگوييم : اين ادعا به دلايلى چند صحيح نيست . 59 سپس چهار وجه را با استناد هريك به آيات و اشعار و اقوال نحويين ، نقل مىكند . 4 - گاهى اختلاف نظر در اعراب حرف يا كلمه و يا جملهاى پيامدى چون تغيير يا احداث حكم شرعى را به دنبال خواهد داشت . روشن است كه ديدگاه شيخ در اعراب مذكور ، چنان است كه فقه اماميه آن را پذيرفته است .