ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
65
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
كه براى خود نسخه برداشته است ، و آن بامداد و شامگاه بر او خوانده مىشود » . در اين آيه فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ تعبير شده است ، يعنى بر او خوانده يا دقيقتر بر او املا مىشود ، و اين تعبير لااقل نشان مىدهد كه او با نوعى نوشتافزار سروكار داشته است . يك قرينهاش هم اين است كه در آيهء بعد اين احتمال به صراحت رد نمىشود . از سوى ديگر در آيهء 109 سورهء كهف مىفرمايد : « بگو اگر دريا براى [ نوشتن ] كلمات پروردگارم مركب باشد ، بىشك آن دريا ، پيش از به پايان رسيدن كلمات پروردگارم به پايان مىرسد ، ولو آنكه مددى همانند آن به ميان آوريم » . و در آيهء 27 سورهء لقمان مىفرمايد : « و اگر آنچه درخت در زمين هست ، قلم شود ، و دريا [ چون مركب باشد ] سپس هفت دريا به آن مدد برساند ، كلمات الهى به پايان نرسد ، كه خداوند پيروزمند فرزانه است » . اكنون مىتوان به اين مسئله پاسخ داد كه آيا حضرت محمد [ ص ] مىتوانسته است بخواند و بنويسد ؟ درمجموع محتمل به نظر مىرسد كه او مىتوانسته است به اندازهء يك بازرگان متوسط الحال مكى بخواند و بنويسد . از سوى ديگر از ملاحظهء كلى صورت قصههاى كتاب مقدس كه در قرآن مجيد هم آمده است ، و از آنجا كه امّى به معناى كسى است كه كتابهاى آسمانى پيشين را نمىشناسد ، مىتوان به قطع و يقين استنباط كرد كه حضرت محمد [ ص ] هرگز كتاب مقدس را نخوانده بوده ، يا حتى آن را بر او يا براى او هم نخوانده بودهاند [ قس : آيهء 78 سورهء بقره ] . اين نتيجهگيرىها على الظاهر متناقض با آن نظر نيست كه قائل به جنبهء اعجازآميز براى قرآن مجيد است . نكتهء ديگرى نيز شايان ذكر است . بعضى از آموزشگران برآنند كه يك فرد ممكن است بىسواد و درعينحال فرهيخته ، و ديگرى باسواد و درعينحال نافرهيخته باشد ؛ فرد نخست ممكن است گنجينهء سرشارى از دانش و بينش فرهنگى داشته باشد ، و دومى ممكن است در طى روند آموختن قرائت خزعبلات همهء اينها را از دست داده باشد . روشن است كه حضرت محمد [ ص ] چه باسواد بوده باشد ، چه بىسواد ، بر وفق معيار اهل مكه در روزگار خود يك فرد فرهيخته بوده است . و در هر دفاعيهنگارى امروزين دربارهء جنبهء اعجازآميز قرآن مجيد ، اين نكته را بايد ملحوظ داشت . اين نكته در ملاحظهء مسئلهء منابع [ اقتباس و الهام ] حضرت هم ذىربط است ( كه