ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
33
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
اوضاع دينى در عربستان در حوالى سال 600 ميلادى پيچيده بود . حضور اين قرارگاههاى يهودى در واحهها و وجود عدهء معتنابهى از يهوديان در يمن منتهى به گسترش بعضى انديشهها و آراى يهودى شده بود . تأثير و نفوذ انديشههاى مسيحى هم بسيار ولى به صورتى پراكنده بود . تجارت ، مكيان را با بيزانسيان و مردم امپراتورى حبشه كه مسيحى بودند ، حشر و نشر داده بود . مسيحيت ، به ويژه در زمانى كه يمن در كنترل حبشيان بود ، در آنجا گسترش يافته بود . بخشهايى از بعضى قبايل چادرنشين / كوچنشين مسيحى شده بودند . از اين گذشته ، در مكه فقط از بعضى افراد [ و نه گروههاى مسيحى ] گوشهگير نظير ورقة بن نوفل ، پسرعموى خديجه همسر اول پيامبر [ ص ] خبر داريم . همين كافى بود كه [ پژوهنده را ] از نفوذ بعضى انديشههاى مسيحى در محافل فرهنگى عربستان مطمئن سازد . از سوى ديگر ، دليل اينكه چرا عدهء بيشترى از عربها مسيحى نشده بودند ، بىشك تا حدودى اين واقعيت است كه مسيحيت فحوا و صبغهء سياسى داشت . امپراتورىهاى بيزانس و حبشه رسما مسيحى ( ارتدكس يا مونوفيزيت [ تكذات انگارى ] ) بودند ، و مسيحيت نسطورى در امپراتورى ايران قوى بود . « 1 » در قرآن و منابع و متون اسلامى ديگر ، غير از يهوديت و مسيحيت ، اشارههايى به ساير اديان سامى كهن نيز وجود دارد . گاه نام بعضى از خدايان و ايزدان ياد شده است ( نظير لات ، عزّى ، منات در سورهء نجم ، آيهء 19 و 20 ، و ودّ ، سواع ، يغوث ، يعوق ، و نسر در سورهء نوح ، آيهء 23 ) اينها با خدايان يونانى قابل مقايسه نبودند ، بلكه جلوههاى محلى پرستش عمومى سامى از بعضى قواى نرينه و مادينه بودند . « 2 » اين آلهه يا ايزدان تا آنجا كه عمدتا به مرحلهء كشاورزى در زندگى اجتماعى عربها مربوط بود ، چندان ربطى با جامعهء چادرنشينى / كوچنشينى نداشت ، و قصص اين روزگاران نشان مىدهد كه قبايل [ عرب ] هرگز احترام عميقى براى آنها قايل نبودهاند .
--> ( 1 ) . مواد و مطالب بسيارى دربارهء مسيحيت در عربستان در دست است . ازجمله در مقالهء « نصارى » نوشتهء Tritton A . S . ، در دايرة المعارف اسلام ( به انگليسى ، طبع اوّل ) ؛ همچنين در كتاب مدينه [ محمد در مدينه ] ، اثر وات ، ص 315 . ( 2 ) . Julius Wellhausen , Reste arabischen Heidentums , Second ed . , Berlin , 1897 ; Ibn - al - Kalbl , ? s Book of Idols , Translated by Nabih Amin Faris , Princeton , 1952 .