ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
29
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
صورت گرفته باشد كه انسانها در واحهها زندگى كرده باشند و تا حدودى بر كشاورزى متكى بوده باشند . و مىتوان تصور كرد كه هنگامى كه شرايط زندگى در واحهها دشوارتر شده ، شترداران آن را ترك كردهاند و به زندگى دشوارتر ، يعنى زندگى در بيابان و باديه پرداختهاند . « 1 » فقط پيشرفتگى هنر زندگى در جامعه مىتواند انسان را قادر سازد كه موفق به زندگى در بيابان شود . يكى از دلايل عظمت اسلام ، به عنوان دين ، اين است كه فضايل انسانى صيقل يافته در زندگى بيابان را گرفت و آنها را مقبول طبع مردم ديگر ساخت . اساس زندگى در بيابان ، شبانى و پرورش شتر است . قوت غالب چادرنشين شير شتر است . فقط گاهگاه گوشت شتر هم خورده مىشود . چادرنشينان با فروش شترهاى اضافى ، يا با دريافت حق الزحمهء تضمين امنيت كاروانهاست كه شايد بتوانند از واحهها خرما يا حتى تجملاتى چون شراب بخرند . گوسفند و بز هم نگه داشته مىشده ولى اينها را بايد در حاشيهء بيابان كه چاه آب پيدا مىشد ، نگه مىداشتند . از سوى ديگر چادرنشين يا كوچنشين شتردار مىتوانست در فصلهاى معينى از سال به صحراى شنزار ( نفود ) برود كه در آنجا چاهى وجود نداشت . در فصلهاى بارانى يا بهار ( ربيع ) ، بسيارى از وادىها و مسيلها گياهان فراوان اما كمدوامى داشتند . شترها مىتوانستند از آن مناطق غذا و آب كافى براى تغذيهء خود و سپس صاحبانشان فراهم آورند و از تشنگى برهند . بارش باران در عربستان گهگير است ، و چادرنشين ناچار است كه تحركاتش را برمبناى بارش متغير آن در هر فصل خاصى قرار دهد . به محض اينكه سبزه و گياه بهاره تمام شود ، چادرنشينان مجبورند به سرزمينهاى ديگر كه چاه آب و گياهان دايمى دارد بكوچند . از آنجا كه شتر در زندگى مردم عربستان اين نقش اساسى را دارد ، اشارات قرآنى به انعام را بايد در درجهء اوّل راجع به شتر گرفت . نظر به فشار مداوم جمعيت به ذخاير غذايى ، تنازع براى حفظ بقا در برابر رقيبان پايان ناپذير بود . انسانها به خاطر دفاع مشترك در برابر دشمنان و هميارى با يكديگر در برابر طبيعت ، خود را به گروههايى عمدتا برمبناى خويشاوندى تقسيم كردهاند . حمله و غارت
--> ( 1 ) A Study of History , Landon , 1934 , iii . 7 - 22 , esp . 13 f .