ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
30
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
گروهها به همديگر براى عربها تقريبا ورزش ملى بود . عملكرد محبوب آنان اين بود كه گروهى به شيوهاى غيرمترقبه با نيرويى مقاومتناپذير به نقطه يا منطقهء ضعيف گروه ديگر حمله مىبرد ، طبعا شتربانان بدون رودربايستى و ترس از آبرو پا به فرار مىگذاشتند ، زيرا نيروى دشمن عظيم و بنيانكن بود ، و سپس غارتگران و حملهآوران شترها را با خود مىبردند . جمعيت هر گروه كارآمدى نسبتا كم بود ، ولى گروههاى كوچك براى اهداف مختلف ، بر مبناى خويشاوندى و اشتراك در نسب واقعى يا صورى كه به حدى مشترك مىرسيد ، باهم همدست مىشدند . به گروههاى مختلف بطن و عشيره و قبيله و مجمع القبايل مىگفتند . يك قبيله علاوه بر داشتن اعضاى اصلى كه زاده و پروردهء همان قبيله بودند ، مشتمل بر عدهاى نيز بود كه به قصد حمايتطلبى به آن پيوسته بودند . اين پيوستگان را حليف ( همپيمان ) يا جار ( پناهنده ) و مولى مىگفتند . مجمع القبايل بر مبناى مساوات ( لااقل اسمى ) با فرد يا گروهى متحد مىشدند ، حال آنكه پيوستگان به قبيله از بعضى جنبهها فروتر شمرده مىشدند . حمايت گروهى ، نه فقط در بيابانهاى عربستان ، بلكه حتى در شهرى چون مكه ، و واحهء آبادانى چون مدينه از ضروريات زندگى بود . اين حمايتگرى مبتنى بر اصل قصاص « چشم در برابر چشم » مندرج در كتاب مقدس ( عهد عتيق ، سفر خروج ، باب 21 ، آيهء 24 به بعد ) بود . اصل قصاص ، همراه با مسئوليت جمعى يك شيوهء نسبتا كارآمد براى حفظ صلح در بيابان و جلوگيرى از جنايات عمدى بود . طبق رأى و نظر بدويان ، فى نفسه نياز يا ضرورتى براى حرمت حيات انسانى در كار نبود ، ولى هركس مىبايد از آسيب زدن يا كشتن ديگرى به شرطى پرهيز مىكرد كه او همقبيله يا از قبيلهاى متحد و همپيمان ، يا متعلق به گروهى نيرومند و قادر به گرفتن انتقام بود . درك و شناخت اين نظام و متفرعات آن براى بازشناسى و ارجگذارى بسيارى از رويدادها در كار و كارنامهء حضرت محمد [ ص ] ضرورت دارد . او اگر مىتوانست علىرغم وجود مخالفتها و مخالفان در مكه تاب بياورد ، از آنرو بود كه قبيلهاش « هاشم » - هرچند بسيارى از افرادش مخالف و منكر دين جديد او بودند - الزام اخلاقى داشت كه انتقام هر آسيبى را كه به او مىرسيد ، بگيرد . درعينحال اين نظام از مجازات حاكمان مكه و مدينه هم جلوگيرى مىكرد . اگر