رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
56
در آستانه قرآن ( فارسى )
كه دربارهء برخى از نسخهها ، كه هنوز تا قرن سوم ( نهم ميلادى ) يا چهارم هجرى ( دهم ميلادى ) وجود داشته به ما رسيده مربوط مىشود ، به نظم سورهها . اما برخى اطلاعات ديگر ، حاكى است كه اين مقابلهها ( نسخهها ) با متن فعلى مصحف اختلاف داشتهاند . و البته اين دو دسته از اطلاعات را طبيعتا نمىتوان از هم ديگر جدا ساخت . از مصحف سالم بن معقل كه بردهء آزادشدهاى بود ، سخن گفته شده و در احاديث هم بعنوان يكى از حافظان معتبر قرآن از او ياد شده است . اما سالم تنها يك سال پس از رحلت پيامبر زندگى كرد . و از طرف ديگر اطلاعات محدود دربارهء مصحف او ، ما را وامىدارد كه از خود بپرسيم : آيا در اين مورد مسأله تنها بر سر اختلافات شفاهى ( تجويدى ) نيست ؟ نه اينكه مسأله بر سر مصحفى غير از مصحف موجود ما باشد . « 39 »
--> برخى از اوراق خوانده شده ، مخصوصا متنى كه به سورهء 45 آيهء 18 مربوط مىشود ( رجوع - كنيد : منگانا ، اوراق . . . مقدمه ص 37 ) ، نظر به وضع اسفبار متن مشكوك به نظر مىرسد . اختصاصات املائى مثل ننوشتن همزه ، الف ممدوده ( آى كشيده ) ، او يا اى كشيده ( , , ) در قرآن « حجازى » نيز ديده مىشود ( مراجعه شود به يادداشت 116 همين كتاب ) . به علاوه كتابت قسمت B ( چاپ عكسى متن عربى ص 40 ) كاملا حجازى نيست . بنابراين مسأله بر سر اين نيست كه اختلافات اين نسخهء مورد بحث و مصحف رائج را مشخص كنيم ، بلكه تشخيص اختلافات ميان اين نسخهها و سنت املائى نسخههاى خطى « حجازى » مسأله اصلى خواهد بود . وقتى آزمايش جديدى از اين دستنويسها ( پاليمسست ) تأييد كند كه نكات مورد نظر منگانا در قرآنهاى حجازى وجود ندارد ، مىتوان نتيجه گرفت كه اين قسمتها نمايانگر سنت ديگرى است جز مصحف ما ، و در نتيجه غير از مصحف ما قبل عثمان . با وجود تمام اين تفاصيل ، مىتوان فكر كرد كه اين اوراق ، بر خلاف آنچه لويس ادعا مىكند ، به پيش از قرن هشتم ميلادى ( قرن دوم هجرى ) نمىرسد . ( 39 ) نلدكه 2 : 7 ، 11 ، 20 ، جفرى 234 تنها دو اختلاف .