رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
55
در آستانه قرآن ( فارسى )
اين مصاحف چه شدند ؟ در پايان قرن چهارم هجرى دهم ميلادى مجلدات و يا نمونههائى از آنها وجود داشته ولى آنچه به نظر مىرسد اين است كه تعداد آنها خيلى كم و نادر بود و آنچه هم بود ناقص مىبوده است . نسخهء دوباره نوشته شدهء لويس - منگانا آيا نمايانگر رسم الخط ( سنت ترسيمى ) يكى از اين مصاحف نيست ؟ البته اين احتمال وجود دارد ولى قطعى نيست ، چون در هر صورت اين نسخه مربوط به بعد از دورهاى است كه ما رسيدهايم « 38 » بار ديگر نيز ما بايد به سنت مراجعه كنيم . بيشتر اخبارى
--> ( 38 ) اين پاليمست Palimseste ( كتيبه و يا نسخهاى كه نوشته اوليهء آن را براى نوشتن چيز تازهاى روى آن ، از بين برده باشند ) كه در سال 1895 بوسيله لويس Lewis در سوئز خريدارى شده ، در زير « نوشتههاى مسيحى به زبان عربى » ظاهرا به تاريخ قرن دهم ميلادى است كه حاوى يك دسته آثار سريانى و سه قسمت از قرآن مىباشد چون اين نوشتههاى اخير ، الفبائى غير رائج و خطى خيلى قديمى دارد و قرائتش با قراءت مرسوم مصاحف موجود بسيار تفاوت دارد ، دو فرضيه اينجا مطرح مىشود : لويس جسورانه در « اوراقى از سه قرآن قديمى محتملا قبل از مصحف عثمانى » ( كمبريج 1914 ) مقدمه ، 8 ، فكر مىكند كه بسيارى از اين اوراق « از نظر محتوا تناسب بهترى دارند و بيشتر به آنچه پيامبر املاء فرمود و زيد بن ثابت نوشت شبيه به نظر مىرسند تا اين نسخه - هائى كه طى 1300 سال بجاى آنها نوشته شده است » و او پس از تذكار تدوين مصحف بوسيله ابو بكر و اقدام عثمان در گردآورى و جمع قرآن ، مىافزايد : « ما فكر مىكنيم كه اين اوراق پوستى كه خوشبختانه در ملكيت منند ، در ميان اوراقى بوده كه بدستور عثمان نابود شده » . ولى منگانا ، اوراق . . . مقدمه 41 ، با احتياط بيشترى و بدون اينكه فرضيهء را تا آنجا بكشاند كه اين اوراق قسمتهائى از بقاياى نسخهء خطى ما قبل مصحف عثمانى است ، قبول مىكند كه اينجا مطلب فقط بر سر يك تكثير نسخهء خطى اين عصر است . برجشتراسر ( نلدكه 3 : 53 ببعد ) دربارهء تاريخ اين اوراق چيزى نمىگويد و فقط به مطالعه نسخه ( نسخه بدلها ) و املاء كلمات اكتفاء مىكند . اين اوراق قرآنى بواقع فاقد اهميتى استثنائى است كه منگانا و لويس براى آنها قائلند .