رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
44
در آستانه قرآن ( فارسى )
فرمود كه هر دو قرائت خوب بوده است . « 25 » اين مطلب كمى مشكوك به نظر مىرسد . زيرا قصد كاملا روشن است : در اين جا مطلب بر سر اثبات اين موضوع است كه از همان صدر اسلام پيغمبر از برترى دادن يك قراءت بر قراءتهاى ديگر احتراز جسته است . مع الوصف ، روايات در اينجا درست در همان مسير صحيحى قرار گرفتهاند كه نبوغ قابل انعطاف شارع اسلام هميشه در جهت جلوگيرى از بروز نفاق ، هم در نطفه ، به كار مىبرد . 1
--> ( 25 ) بخارى : فضائل القرآن ، ص 5 . ترجمه فرانسه 3 : 524 . و تعداد زيادى از اين قبيل احاديث . بدين ترتيب ، پيداست كه احاديث منقوله توسط طبرى : 10 ، وجود هفت قراءت را از همان زمان محمد ( ص ) معتبر مىشمارند . ولى ملاحظه خواهد شد كه پيدايش اين نظريه مربوط به زمان بعد بوده است . ( 1 ) روايات و احاديث زيادى داريم كه وقتى ياران پيامبر ( ص ) در قراءت آيهاى و يا سورهاى با هم اختلاف نظر مىيافتند ، داورى نزد رسول خدا مىبردند و گر چه هر دو ، طرفين دعوى - بودند ، اما حضرت ( ص ) بيشتر هر دو را تأييد مىفرمود . ( براى نمونه مراجعه فرمائيد : صحيح بخارى 3 : 226 ، مسند احمد شماره 3981 و يا 1637 ، ج 4 ص 30 چاپ حلبى ، و يا 5 : 9 - 127 حلبى صحيح مسلم 1 : 225 و 562 ، مستدرك حاكم 2 : 44 - 223 ، فضائل قرآن ابن كثير 7 - 55 و 73 ، مجمع الزوايد هيثمى 7 : 1 - 150 ، الفتح البارى ابن حجر 9 : 3 - 21 ، تفسير طبرى 1 : 9 ، 10 ، 14 - 12 بولاق ، احاديث 12 ، 16 ، 30 ، 32 ، 38 ، 39 . گاهى هم احاديث ضعيفى يافته مىشود مثل احاديث 14 و 15 تفسير طبرى 1 : 10 بولاق ، الفتح البارى 9 : 23 ، مجمع الزاويه هيثمى 7 : 153 ، 154 . ) از اين نمونه را بلاشر ، داستان عمر بن خطاب و هشام بن حكيم را نقل كرده است . عمر مىگويد : در زندگى رسول خدا ( ص ) هشام بن حكيم سورهء فرقان را در نماز مىخواند و من به قرائتش گوش مىدادم و او به قراءتى مىخواند كه بسيارى از حروف آن را پيغمبر اكرم به من نياموخته بود . خواستم كه در همان حال نماز با او درآويزم . ولى صبر كردم تا نمازش را سلام داد . چون از نماز فارغ شد گريبانش را گرفتم و گفتم : اين سورهاى كه از تو شنيدم كه به تو چنين آموخته است ؟ گفت : پيغمبر خدا ( ص ) به من آموخته است ! گفتم :