رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

43

در آستانه قرآن ( فارسى )

از طرف ديگر ، بايستى مشكلاتى را كه انجام كار در پى داشت به حساب آورد . بدون شك پيامبر ( ص ) تا زمان رحلت خود ، احتمال تغييرى را در آيات وحى شدهء قبلى داده است . همه كس و قبل از هر كسى خود پيامبر ( ص ) توانسته بود خلائى را كه ضعف حافظه در وحى ايجاد كرده احساس كند . ( چند صفحه پيش ) « 24 » . در نتيجه ، آيا درست بود قسمتى از قرآن را بعنوان متن ثابت تعيين كنند و بقيه را رها سازند ؟ باضافه هر كسى در آن زمان به نمونه‌اى مختلف و پراكنده‌اى از قراءت‌ها برخورده بود . بنابر روايتى گفته مىشود كه خليفهء آينده عمر با يكنفر مسلمان ديگر به نزاع برخاست . زيرا او يكى از سوره‌هاى قرآن را به گونه‌اى جز آنچه عمر مىخواند قراءت مىكرد . وقتى اين دو نفر هر دو به پيامبر ( ص ) مراجعه كردند ، پيغمبر آنها را از هم جدا كرد و

--> بفكر نسلهاى بعد از خود است كه لااقل تركه و ميراثش چه مىشود . آن وقت معلم بشريت و رهبر جامعهء انسانى ، به زندگى فرداى انسانها بىاعتنا باقى مىماند ، و يا خداوند كريم ، تنها براى برهه‌اى از زمان پيامبر مىفرستد و بعد لطف و رحمتش فراموش مىشود و مردم يله و رها مىشوند . بر خلاف نظر بلاشر ، فكر جانشينى پيامبر اكرم ( ص ) وجود داشته و از همان آغاز اسلام هم وجود داشته است . از همان وقت كه پيامبر اكرم كودك نوسالى مانند على ( ع ) را به خانهء خود مىبرد و از همان كوچكى چون كودك خود سرپرستى و تربيت مىكند و پا بپاى خود تا آخرين لحظه حيات بدون لحظه‌اى غفلت همراه مىدارد و بارها و بارها به مردم تاكيد مىكند كه هر كه را من مولاى اويم ، على مولاى او است . نكتهء ديگرى كه اين قبيل اظهار نظرها نشان مىدهد . ميزان اطلاع اين دسته از دانشمندان ، از طرز تفكر اسلامى و بخصوص شيعى است . م . ( 24 ) بعضى از اوقات ، احاديث خوب نشان مىدهند كه چگونه گم شدن يكى از آيات قرآنى در مصحفى كه در حال تشكيل بود ، موجبات ناراحتى يكى از معاصران محمد ( ص ) را فراهم مىآورد . براى نمونه مىتوان عمر و آيهء رجم ( سنگسار ) را ذكر كرد . ر ك . ابن سلامه 12 - رازى : 6 : 215 و بعد از آن و نيز يادداشت 216 همين كتاب .