رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

33

در آستانه قرآن ( فارسى )

مربوط به اين دوران است - آياتى منحصرا از طريق از برخوانى و شفاهى نقل مىشده است و پيامبر ( ص ) مىتوانسته آنها را با امحاء از حافظهء مؤمنان منسوخ سازد ، بديهى است كه چنين وضعى مىتوانسته تا پايان دوران رسالت ادامه يابد . موضوع ديگرى نيز وجود دارد كه از اين كم اهميت‌تر نيست . اخبار مربوط به كثرت تعداد قاريان در عصر محمد ( ص ) 25 ، هر چند غير قابل اطمينان باشند ، اين فكر را پيش مىآورند كه روايات اين حقيقت را كتمان نمىكنند كه صحابهء پيغمبر دربارهء نحوهء قراءت و از حفظ خواندن آيات قرآن از او پرسش مىكردند . پس ، بدين ترتيب در همان دوران هم براى خواندن متن وحى شده صور مختلفى مىتوانسته وجود داشته باشد . بطوريكه ديده شد ، دومين وسيلهء حفظ قرآن در نخستين نسل اسلامى نمىتوانسته است عارى از نقص باشد . از آن به بعد ، لزوم تضمين فورى مجموعهء وحى بوسيله كتابت ، احساس مىشد . تكرار كنيم ، نه بدان دليلى كه قراءت متن نوشته شده به صورت مناسبى و بدون كمك حافظه انجام شود ؛ بلكه بدان دليل كه از اين راه قانون و نظم سوره‌ها تثبيت يافته و از پاره پاره شدن و جابجا شدن كلمات و خطاهاى اجبارى كه وقتى متنى فقط به حافظه واگذار شده باشد پيش مىآيد ، جلوگيرى شود . تدوين وحى بوسيله محمد ( ص ) مسلما فكر تثبيت تمامى وحى به كتابت ، براى محمد ( ص ) با همان عنايتى كه او مىديد يهوديان و نصارا داراى كتب مقدسند ، مطرح بود . بعلاوه ، در قرآن غالبا اين فكر يافته مىشود كه اللّه صاحب قانون الهى است و او تمام آن را بر لوح محفوظ نگاشته است و اين دفتر آسمانى نه تنها شامل تمام قرآن است بلكه محتوى تمام كتب وحى شده بر انبياء قبل نيز مىباشد ؛