رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
23
در آستانه قرآن ( فارسى )
معلومات متناقضى است كه مىتوان آنها را به سود و يا به زيان نظريهء « عدم توانائى پيامبر بر خواندن » به كار برد « 12 » . مطالعه « ويل » هم مطلب مهمى در برندارد « 13 » . اين خاورشناس بر اساس سورهء 83 29 آيه 47 و 48 و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك . و تو پيش از اين نه كتابى خواندى و نه خطى نوشتى ، تصور كرده بود كه مىتواند ثابت كند كه ريشهء « تلو » در اينجا به معنى خواندن نمىباشد ، بلكه نظير كلمهء آلمانى Vortragen « مطرح ساختن » ، « مربوط كردن » و « شفاهى گفتن » مىباشد . بنابراين ، اين آيه به عقيدهء ويل به صورت زير بايد ترجمه شود : تو پيش از اين هيچ كتابى نياوردهاى و هيچگونه خطى هم بدست خود ننوشتهاى اگر اين متن را بدين ترتيب قبول كنيم به عقيدهء « ويل » ثابت مىشود كه محمد ( ص ) خواندن و نوشتن مىدانست و اين آيه فقط عدم اطلاع پيغمبر را از كتب يهود و مسيحى قبل از بعثت بيان مىكند . با وجود اين ، اين استدلال ويل چندان قانع كننده نيست . اولا معناى ريشهء تلو در اينجا مطرح ساختن نيست بلكه « به آواز بلند خواندن » و « از حفظ خواندن » مىباشد . از طرف ديگر ، ويل عبارت « و نه تو آن را بدست خود رسم مىكردى » را كه خيلى هم روشن است به حساب نمىآورد . بنابراين غرض از اين آيه مطلقا اين است كه محمد ( ص )
--> ( 12 ) چنين است استعمال فعل « كتب » در متونى كه اين فعل معناى « نوشتن » ، « نويساندن » و « املاء كردن » هم مىدهد : نلدكه ص 12 آخر صفحه . به عقيدهء ابن سعد معناى « املاء كردن » قطعى است » وقتى كه پيامبر پيمان نامهء ميان خود و مكىها را در روز حديبيه نويساند ( كتب ) گفت : بنويسيد . . . . ( طبقات : جزء 2 قسم 1 صفحه 73 ، آخر صفحه ) ( 13 ) ويل : « آيا محمد ( ص ) خواندن و نوشتن مىدانست ؟ » در اسناد چهارمين كنگره مستشرقين ( فلورانس 1880 ) صفحات 66 - 357 .