رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
13
در آستانه قرآن ( فارسى )
بوسيلهء كتابت جمعآورى شد و چنان كه ملاحظه مىشود اين كلمه در اين مقال مفهومى بسيار وسيعتر از كلمهء نظير عربى آن « حديث » يعنى « سنت مربوط به پيامبر ( ص ) » دارد . 1 تعداد بسيارى از اين احاديث به زمان صحابه يعنى نسل معاصر پيامبر مىرسد كه دهان به دهان نقل شده و به نسلهاى بعدى رسيده است . اين را هم بايد اضافه كرد كه بسيارى از اين سنتها ، احاديثى جعلى هستند كه بعدها به تودهء انبوه اوليهء اخبار افزوده شده و غالبا همين مجعولات دورههاى بعدى است كه موجب بروز آشفتگىهاى فراوان گرديده است . ولى همين عامل متغيّر و بىثبات ، بنوبهء خود بسيارى از حقايق مختلف را براى ما روشن مىسازد . مثل گفتگوهاى پيامبر ( ص ) و سكوت او ، گفتارهاى صحابه و سكوت ايشان و يا گفتارها و سكوتهاى برخى از بزرگان نسل بعدى ( تابعان ) كه به علت پرهيزگاريشان شهرت بسيارى يافتهاند . در مواردى هم كه قرآن كاملا براى فقيهان و متكلمان روشن نباشد ، به اين درياى بيكران است كه مراجعه مىكنند و نيز به كمك
--> و حتى جمع و تدوين آن نيز رايج بوده و اگر ذهبى در حوادث سال 143 نوشته كه در آن سال علماى مكه و مدينه شروع به تدوين حديث كردهاند ، حكايتى است كه از علماى آن زمان باز گفته و بهيچوجه نفى كار زمان صحابه را نمىرساند . و اگر پس از آنها ابن شهاب زهرى ( محمد بن مسلم ) ، بدستور عمر بن عبد العزيز جمع احاديث نمود ، كارى رسمى كرد نه ابتكارى . اين كار پيش از آنها و به زمان رسول خدا ( ص ) نيز سابقه داشته است م . ( 1 ) سنت و حديث هر دو يكى است و آن گفتار و يا كردار و يا تقرير و يا حالت و صفتى است كه از پيامبر ( ص ) ( و به نظر شيعه از معصوم ع ) نقل شده باشد . منتهى فرقى كه هست در ريشهء كلمه است . حديث در اصل به معنى خبر دادن و آگاه كردن است و سنت در لغت به معنى طريقه و راه و در اصل روش مذهبى پيامبر ( ص ) بوده است م .