حميد محمد قاسمى

32

تمثيلات قرآن ( فارسى )

مىگويد : « مثال گاه از طبقه فرهيخته يك جامعه سرچشمه مىگيرد و لذا در سطحى عالى و ممتاز قرار دارد ، و گاه از ميان عموم مردم ، ولى شعر چنين ويژگى را ندارد ، چرا كه شعر تنها از طبقه ادبا و شعرا سرچشمه مىگيرد و آنان نيز غالبا از فرهيختگان جامعه خود بشمار مىروند ، و اينان اگر از ارائه معانى ژرف و متعالى ناتوان باشند ، امّا هيچگاه از الفاظ موزون و صيقل يافته غفلت نمىكنند و به اين خاطر است كه برخى از محقّقين از مثالها به عنوان « صداى ملت » يا « طنين مردم » ياد كرده‌اند . « 1 » و به همين دليل است كه مثالها از جنبه آشكار ساختن زبان يك جامعه بر شعر رجحان و برترى دارد . » « 2 » و جمعى از محقّقين نيز در اين موضوع ، از وى تبعيّت نموده و گفته‌اند : « همانا مثالها بهترين وسيله براى شناخت فرهنگ و عادات جوامع است . » « 3 » و يا مثالها را « ابزارى براى سنجش اعتلاى يك جامعه » و يا آن را « زبان روحيات و خلقيات جوامع » خوانده‌اند . « 4 » و ديگرى گفته است : « بررسى مثالها از ضرورىترين و سودمندترين امور است ، چرا كه مثالها گوياترين مظاهر و بهترين وسيله براى كنكاش در حيات جوامع بشمار مىروند . » « 5 » همچنين يكى از محقّقين ايرانى در مباحث سودمند و قابل استفاده‌اى كه درباره مثل و فوايد آن ايراد داشته مىگويد :

--> ( 1 ) . دانشمند فرانسوى « آبه دوسن پير » ضمن توصيف مليحى درباره « مثل » مى گويد : « مثل آوازى است كه از تجربه منعكس شده و به عبارت كوتاهتر مثل صداى تجربه است . » و « سروانتس » شاعر معروف اسپانيولى مىگويد : « مثل جمله كوتاهى است كه از تجربه دراز تولّد يافته و مىيابد . » و « لرد روسل » دانشمند انگليسى مىگويد : « مثل زادهء فكر يك جمع و نادره گويى يك فرد است . » مجلّهء يغما ، سال دوم ، شماره 2 و 3 به نقل از : لغت نامه دهخدا ، ج 12 ص 17888 ( ذيل واژه مثل ) . ( 2 ) . فجر الاسلام ، ص 16 به نقل از : الامثال فى القرآن الكريم . محمد جابر فياض . ص 89 . ( 3 ) . الحكم و الامثال ، مقدّمه . به نقل از همان مأخذ و صفحه . ( 4 ) . تاريخ الادب العربى فى العصر الجاهلى . ص 88 به نقل از همان مأخذ و صفحه . ( 5 ) . الامثال العاميه فى نجد ، مقدّمه . به نقل از همان مأخذ . ص 90 .