حميد محمد قاسمى
11
تمثيلات قرآن ( فارسى )
و با شكوهترين جلوههاى ادبى و هنرى و تربيتى قلمداد مىشوند . حق مثلها را زند هر جا به جاش * مىكند معقول را محسوس و فاش تا كه دريابند مردم از مثل * آنچه مقصود است بىنقص و خلل هر چند مثالهاى قرآن از نظر كمّى معدود و محدود هستند ، امّا با اين حال مىتوان گفت اگر در اين كتاب آسمانى جز اين تمثيلات نغز و گهربار مطلب ديگرى يافت نمىشد همين مثالها براى هدايت و تربيت نفوس بشرى كافى بود ، چرا كه هر يك از تمثيلات قرآن بسان مشعلهائى فروزان و پرفروغ ، راه هدايت را به آدمى مىنمايانند و او را از بيراههها باز مىدارند ، و به همين دليل برخى محقّقين از مثالهاى قرآن با تعبير « چراغهاى قرآن » ياد نمودهاند ! به جرأت مىتوان گفت روح قرآن و اهداف و اسلوب تربيتى آن در تمثيلات و تشبيهات گويا و شيوايش تجلّى نموده ، و شناخت دقيق و عميق تمثيلات قرآنى و پى بردن به ظرائف و لطائف آنها به خوبى ما را به روح حاكم بر قرآن واقف مىسازد . گر چه موضوع « مثالهاى قرآن » از ديرباز مورد توجّه دانشمندان و قرآن پژوهان بوده و دقّت و تأمّل در لطائف و ظرائف تمثيلات قرآنى ، مبدأ خلق آثار گرانسنگى در عالم اسلام بوده است ، امّا نگاهى اجمالى به مطالعات صورت گرفته بر روى مثالهاى قرآنى نشانگر آن است كه محقّقين تا سدههاى پيشين غالبا از منظر ادبى و از جنبههاى بلاغى به اين موضوع نگريستهاند و بررسى ابعاد و جنبههاى تربيتى تمثيلات قرآن و نقش مؤثّر و منحصر به فردى كه مثالهاى قرآن در پرورش نفوس و هدايت انسانها بر عهده دارد ، در آثار پيشينيان يا مغفول مانده و يا مورد مداقّهء جدّى قرار نگرفته است . در حالى كه بايد دانست در تمثيلات قرآنى ، شنونده تنها خود را مواجه با يك جلوهء ادبى و هنرى محض نمىيابد كه فقط احساسات او را برانگيزد و ديگر هيچ ! بلكه در كنار اين جنبهها ، اهداف و آثار تربيتى گوناگون و متعددى تعقيب مىشود كه نه تنها پنجه در