عبد الحسين شهيدى صالحى
7
تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )
بن عباس متوفّى به سال ( 68 ه . ق ) و سپس شاگردش سعيد بن جبير شهيد در سال ( 95 ه . ق ) بود كه تا عصر حاضر ادامه يافته است . . . ] « 1 » صاحب الذريعه جماعتى از علماى شيعه را نام برده است كه هركدام بيش از يك تفسير و برخى از آن بزرگواران بيش از سه تفسير بر قرآن نگاشتهاند . اكثر اصحاب و تابعين در تفسير آيات مطلقا از عقل و اجتهاد بهره نمىگرفتند چون از آن بيم داشتند كه گفتار آنان مراد باريتعالى نباشد و اكتفا به نقل حديث مىكردند امامان معصوم ( ع ) شاگردان خود را به مكتب تعقّل و تفكّر و اجتهاد و استدلال راه مىنمودند كه گروههاى مختلف فكرى و گرايشهاى اجتهادى در عصر ائمه ( ع ) از همين طرز تفكر است و نيز در اين دوران اجتهاد در مسايل فقهى و تفسير قرآن مجيد كاملا مشاهده مىشود قسمتى از اين هياهو و قال و قيلها در كتابهاى رجالى سهگانه شيعى ، مانند رجال نجاشى ( 372 - 450 ه . ق ) و فهرست شيخ الطائقه شيخ طوسى ( 385 - 460 ه . ق ) و رجالكشى انعكاس يافته و نياز به طرح آن در اينجا نيست . نخستين شخصى كه بنيانگذار مكتب نوين در تفسير قرآن مجيد است مجاهد فرزند « جبر » و يا « جبير » متولد سال ( 21 ه . ق ) و متوفى سال ( 104 يا 105 ه . ق ) از تابعان شيعى و از شاگردان امير المؤمنين ( ع ) و ابن عباس مىباشد . مجاهد در تفسير و تاويل آيات داراى سبكى خاص و منحصر بهفرد است وى مؤسس مكتب نوينى در تفسير قرآن مجيد است كار خويش را در تفسير خود بر چهار اصل پايهگذارده است 1 - قاعده : القرآن يفسّر بعضه بعضا 2 - روايات 3 - جلوههاى ادبى و فنون ادب 4 - عقل مجاهد بدون ترديد نخستين كس از تابعين و بنيانگذار مكتب نوينى در تفسير قرآن كريم است مكتبى كه به كلى با تفسيرنويسى قرن اول هجرى تفاوت دارد همواره آشكارا باب اجتهاد و اعتماد و اتكاى به عقل در فهم خواستهء خدا و استنباط معنى و تفسير آيه را باز مىگذارد و شيوهء احياى تفكر و انطباق آن با مبانى عقلى در بيان مقصود خويش در تفسير و تاويل آيه را پاس مىدارد . اين پديده در دههء سوم قرن اول هجرى غريب نيست زيرا اين همان استمرار مكتب امير المومنين على بن ابى طالب ( ع ) است كه بنيانگذار مدرسه تفكر و مكتب اجتهاد و تعقل است و پس از شهادت امام ( ع ) در سال 40 ه . ق اين راه به دست فرزندانش امتداد يافت در عصر حضرت ابو جعفر محمد باقر ( ع ) ( 56 -
--> ( 1 ) - شيخ آقا بزرگ تهرانى : الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ص 233 بيروت دار الاضواء .