عبد الحسين شهيدى صالحى
140
تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )
تفسير التبيان طوسى و مجمع البيان شيخ طبرسى و تفسير زمخشرى و فخر رازى بحثهاى كلامى ندارد . چون مفسر از خطباء و وعاظ برجسته و مشهور عصر خويش بوده همانند منبريان زبردست به جهات و جوانب مختلف آيات اشاره دارد . جنبهء شيعى در اين تفسير قوىتر از مجمع البيان و التبيان مشاهده مىگردد . همچنين در اخلاق و زهد و آداب از اقوال مشايخ صوفيه و عرفا بسيار مىآورد . و در زمينهء حكايات و قصص انبياء بدون نقادى از كتاب عرائس ثعلبى كه پر از اسرائيليات و گزافگوئى است نقل مىكند و در بحث از مسائل فقهى ذيل آيات احكام به مسائل شرعيه و حكم آيه مىپردازد . و نيز در موارد اختلاف ، اقوال گوناگون را ذكر مىكند سپس نظر خويش را به صورتى مستدل بيان مىدارد . مفسر در مقدمهء خويش بر اين تفسير مىنويسد « . . . پس چون جماعتى از دوستان و بزرگان از اماثل و اهل علم و تدين اقتراح كردند كه در اين باب جمعى بايد كردن چه اصحاب ما را تفسيرى نيست مشتمل بر اين انواع واجب ديدم اجابت كردن ايشان و وعده دادن به دو تفسير يكى به پارسى و يكى به تازى جز كه پارسى مقدم شد بر تازى براى آنكه طالبان اين بيشتر بودند و فايدهء هركسى به دو عامتر بود و اين كتاب ان شاء الله از ميانهء اطناب و اختصار بود اطنابى كه ممل نباشد و اختصارى كه مخل نباشد . . . » . شيخ آقا بزرگ تهرانى در الذريعة و سايرين احتمال دادهاند گفتار مفسر كه از « . . . دو تفسير يكى به پارسى و يكى به تازى . . . » سخن مىگويد تفسير عربىاش همان بيست مجلد باشد كه شاگردش منتجب الدين در كتاب خود الفهرست ياد كرده است ولى علامهء قزوينى در تحقيقات مفصل خود كه در آخر طبع اين تفسير ( 1315 ق ) چاپ گرديده فهرستى از انتهاى مجلدات بيستگانهء تقسيم اصلى مؤلف را به دست داده است و مىنويسد ظاهرا گرچه در ديباچهء تفسير حاضر وعدهء تأليف تفسير عربى را داده ولى هيچوقت از عالم قوه به