ابو الفضل مير محمدى زرندى
59
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
1 - بخارى مىگويد : روايت كرد سعيد بن عفير از ليث و او از عقيل از ابن شهاب از عبيد اللّه بن عبد اللّه از ابن عباس كه مىگويد : پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : جبرئيل مرا با يك حرف به قرائت وا مىداشت ، گفتم : يك حرف كم است پس زياد نمود تا اينكه منتهى به 7 حرف گرديد « 1 » . 2 - و نيز بخارى روايت مىكند از سعيد بن عفير و او از عقيل از ابن شهاب از عروة بن زبير از مسور بن مخرمه و عبد الرحمان بن عبد القارى كه مىگويند : عمر مىگويد : روزى هشام بن حكيم « 2 » را ديدم كه مشغول قرائت سوره فرقان بود و من گوش دادم و ديدم كه او با حرفهاى زيادى قرآن را قرائت مىكند كه پيغمبر براى ما با آنها قرائت نمىفرمود . صبر كردم و در بالاى سر او ايستادم تا نمازش تمام شد و جامه او را به دستم پيچيدم و پرسيدم چه كسى به تو اجازه داده تا اين قسم و با اين حروف قرآن را بخوانى ؟ در جواب گفت : رسول خدا . گفتم : دروغ مىگويى و پيغمبر براى ما چنين قرائتى را نكرده است ، ناچار ، او را به محضر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بردم و عرض كردم ايشان قرآن را به اين كيفيت مىخواند . فرمود : او را رها كن تا برود . و سپس به هشام فرمود : به همان كيفيت كه خواندهاى بخوان . پس هشام به همان كيفيت قرائت كرد و پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : قرآن اين چنين نازل شده است پس فرمود : قرآن با 7 حرف نازل شده و شما با هر يك كه برايتان ميسور است بخوانيد « 3 » . 3 - علامه مجلسى روايت مىكند كه حماد بن عثمان گفته : از امام صادق ( عليه السلام ) پرسيدم احاديث شما مختلف براى ما روايت شده است فرمود : قرآن با 7 حرف نازل شده و براى امام است كه با هر يك از آنها به 7 وجه فتوا دهد سپس فرمود : « هذا عطائنا فامنن او امسك به غير حساب » يعنى : اين عطيه است ميل دارى از آن به ديگران ببخش و يا امساك كن و به كسى نبخش « 4 » .
--> ( 1 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 227 . ( 2 ) هشام بن حكيم خزاعى اسدى او و پدرش هر دو از اصحاب پيغمبر بودهاند و قبل از روز فتح ، مسلمان شده بودند و هشام فضيلتى را دارا است كه در كتب نوشتهاند و او قبل از پدرش وفات كرد و در كتاب بخارى از او روايتى نقل نكرده است . مراجعه شود به فتح البارى ، ج 9 ، ص 22 . ( 3 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 227 . ( 4 ) بحار الانوار ، طبع جديد ، ج 92 ، ص 82 .