ابو الفضل مير محمدى زرندى
53
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
2 - براى جلب توجه مشركين مىباشند ، چون آنان بنا داشتند به قرآن گوش ندهند اما وقتى كه چنين حرف عجيبى مىشنيدند ناچار گوش فرا مىدادند « 1 » . 3 - حروفى هستند كه خداوند كلام خود را با آنها شروع كرده است و ابو مسلم مىگويد : يعنى قرآنى كه نتوانستيد نظير آن را بياوريد از جنس همين حروف است پس حال كه نتوانستيد ، بدانيد كه آن از جانب خدا است « 1 » . سيوطى در كتاب اتقان ، از قاضى ابو بكر بن عربى - در كتاب فوائد رحله - نقل مىكند كه در تفسير اين حروف ، بيش از بيست قول ديدهام و من كسى را نمىدانم كه در تفسير اين حروف ، با رأى جزمى صحبت كرده و يا فهمش بجايى رسيده باشد « 3 » . اقوال ديگرى هم براى متأخرين هست ، شايد در آينده به بعضى از آنها اشاره كنيم . مختار ما در بحث هر گاه دليلى نباشد كه دلالت كند بر مقصود از اين حروف ، و اجماعى هم در بين نباشد تا تعيين كنندهء مفهوم اين حروف باشد و عرف و لغت نيز چيزى از اين حروف ، درك ننموده باشند پس طبعا بايد گفت : اين حروف از متشابهات است كه مانند ساير متشابهات قرآن مجيد ، جز خدا و علماى خاص ، كسى بر تأويلات و معانى آنها واقف نيست . شواهد و مؤيداتى نيز بر معنايى كه گفتيم ، موجود است كه عبارتند از : 1 - تعريفى كه براى متشابه كردهاند ، بر اين حروف نيز صادق است . 2 - شيخ طبرسى در مجمع البيان در تفسير اول سوره بقره فرموده : اين حروف بنابر آنچه از ائمه ما ( عليهم السلام ) نقل شده ، از متشابهاتند و شيخ طوسى نيز در تفسير تبيان چنين فرموده است . و مرحوم طبرسى اضافه مىكند : عامه از امير المؤمنين ( عليه السلام ) روايت مىكنند كه هر كتابى « صفوه » و خالصى دارد و صفوه و منتخب قرآن ، همين حروف تهجى است . 3 - اينكه ، ديده نشده كسى در اين بحث وارد شده و استناد كرده باشد ، به دليل جزمى و قطعى ، بلكه آنان ، از ظاهر آياتى كه مسبوق به اين حروفند استفاده كرده و مىگويند : مثلا « تلك » در آيهء شريفه « الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ » اشاره به الم است ، يعنى الف
--> ( 1 ) تفسير تبيان ، ج 1 ، ص 48 ، ط نجف . ( 3 ) الاتقان ، ج 2 ، ص 11 .