ابو الفضل مير محمدى زرندى

274

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

اجماع اصحاب ما پدران پيغمبر اسلام همگى موحد بودند و اخبار صحيحه بر آن دلالت دارند « 1 » . پس بايد كلمهء « اب » به معناى عرفى و لغوى مراد نباشد بلكه بايد گفت : آزر جدّ مادرى ابراهيم و يا عموى آن حضرت بوده است چنانچه سيوطى و غير او از اهل سنت گفته‌اند « 2 » . و يا دلالت بر معانى متعدده بنمايد بدون اينكه براى تعيين يكى از آن معانى مرجح و قرينه‌اى باشد و بر اين قسم از دلالات ، عمل نمىكند مگر كسى كه در قلب او انحراف و مرض باشد . ادله و بيان اين تفسير و بر اين تفسيرى كه براى محكم و متشابه گفته شد ادله و مؤيداتى است كه عبارتند از : 1 - شيخ نعمانى در تفسير خود از على ( عليه السلام ) نقل مىكند كه آن حضرت در جواب شيعيان خود كه پرسيده بودند متشابه چه الفاظى است فرمود : متشابه از قرآن ، آنست كه متفق در لفظ و مختلف در معانى باشند مانند آيه شريفه « يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » كه خداوند در اين آيه اضلال و گمراه نمودن را به خود نسبت داده كه مراد اين است كه اينان بسبب افعال خودشان از راه بهشت سر در گم هستند ( و اين كار براى مجازات آنها از خداوند متعال سر مىزند ) و در جاى ديگر گمراهى را به كفار و در مورد ديگر به بتها نسبت داده است . پس معناى گمراهى متفاوت است بعضى از آنها پسنديده و برخى مذموم و ناپسند و بعضى نه محمود و نه مذموم است كه ضلال نسيان باشد و اما ضلال محمود همانست كه به خود نسبت داده كه بيان شد . و ضلال مذموم مانند « وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ » يعنى سامرى آنان را به ضلالت افكند . . . « 3 » .

--> ( 1 ) تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 322 . ( 2 ) المدارج المنيفه فى الاباء الشريفه ، سيوطى ، ص 11 . ( 3 ) بحار تأليف علامه مجلسى ج 93 ، ص 12 از رساله المحكم و المتشابه معروف به تفسير نعمانى ص 12 و مرحوم شيخ نورى در خاتمه مستدرك ص 365 مىنويسد : اين تفسير تأليف شيخ اقدم ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم بن جعفر النعمانى كاتب