ابو الفضل مير محمدى زرندى
275
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
و در اين حديث ، امام ( عليه السلام ) الفاظى را كه داراى معانى متعدد باشند از متشابهات دانستهاند . 2 - عياشى در تفسير خود مىنويسد : از امام صادق ( عليه السلام ) معناى محكم و متشابه پرسيده شد فرمود محكم آنست كه به آن عمل شود و متشابه چيزى است كه بر جاهل مشتبه باشد « 1 » . در اين حديث ، امام ( عليه السلام ) متشابه را به هر لفظى كه براى جاهلش مشتبه باشد اطلاق فرموده است . 3 - شهادت اهل لغت بر اينكه به هر لفظى كه معناى آن مشتبه باشد متشابه گفته مىشود « 2 » . و بعلاوه اين تفسير كه براى محكم و متشابه كرديم در ذهن اهل عرف نيز از لفظ متشابه متبادر است و عرف مردم هر گاه متشابه بشنوند آن را حمل مىكنند به معنايى كه مجهول و غير معلوم باشد . « راسخون فى العلم » معانى متشابهات را مىدانند در رابطه با راسخون سزاوار است گفته شود كه آن بزرگواران متشابهات را مىدانستهاند و اين مطلب نه براى اين است كه آيه آل عمران بر آن دلالت دارد بلكه از اخبار و روايات به خوبى استفاده مىشود كه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) و اوصياى گراميش ( عليهم السلام ) به تأويل متشابهات آگاه بودند و پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) بنابر حديثى افضل آنان است و ما به زودى آن اخبار را نقل مىكنيم . و اما عدم دلالت آيهء آل عمران بر مطلب ، براى اين است كه همانطورى كه احتمال دارد جملهء « وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » عطف به كلمه « اللّه » باشد كه در نتيجه گفته شود آنان نيز مانند خداى تعالى به تأويل متشابهات آگاهند ، احتمال دارد « واو » در آن جمله استيناف و
--> است كه در نهايت اعتبار و نويسنده آن از نيكان اصحاب ما است . ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 162 . ( 2 ) اقرب الموارد و نهاية ابن اثير و مجمع البحرين و لغت مجمع البيان ماده شبه .