ابو الفضل مير محمدى زرندى
241
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
دهم عدد كفار باشد با آنها جهاد كنند و در جنگ با آنها ثبات داشته باشند . سپس خداوند متعال به آنها تخفيف داد و واجب فرمود هر گاه عدد آنها نصف عدد كفار باشد استقامت كنند و الا لازم نيست و فرار جايز است و ديگر اينكه آيه « إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ . . . » گر چه خبريه است ولى مراد از آن ، امر است به مقاومت يك نفر با ده نفر و هر گاه صبر كنند به نصرت خواهند رسيد . سپس به آنها تخفيف داده شده و مقاومت در صورتى لازم شد كه عدد آنان نصف عدد كفار باشد نه يك دهم ، و اينكه گفتيم جمله در معناى امر است با جمله « الْآنَ . . . » تأييد مىشود زيرا تخفيف در صورتى است كه تكليفى باشد ، و در نتيجه ، پس از آنكه تكليف دوم مغاير با تكليف اول باشد ( زيرا تكليف اول شديدتر و سختتر بوده ) ناچار بايد گفت آيهء اول منسوخ است . و در تأييد مطلب اخبارى وارد شده است كه از جملهء آنها : روايت نعمانى است كه از على ( عليه السلام ) نقل كرده بود و روايتى است كه از شيخ طوسى نقل شده كه ايشان در كتاب تهذيب با سند از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مىكند كه حضرت مىفرمود : كسى كه از دو نفر مرد در رزم فرار كند فرار از زحف و جهاد است و هر گاه از سه نفر بگريزد فرار از زحف نيست « 1 » . و از جمله حديثى است كه الدر المنثور با طرق متعدد از ابن عباس و غيره نقل مىكند و محتواى آن قريب به محتواى روايتى است كه گذشت . اما اشكالى را كه بر نسخ وارد كردهاند كه در آن زمان مسلمين رو به قوت و قدرت مىرفتند نه رو به ضعف و ناتوانى وارد نيست زيرا مراد از ضعف بحسب تعداد و امكانات نيست بلكه در اثر كثرت مسلمانان و ورود عدهء زيادى كه ضعف عقيده و بصيرت داشتند اجتماع مسلمانان رو به ضعف نهاد و ناتوان شد . و چه خوب فرمود يكى از اعاظم كه : تجربهء قطعى نشان داده هر مجتمع كه براى غرضى تشكيل يافته هر چقدر افرادش كم باشد و مزاحم و رقيبهاى زيادى داشته باشند و از هر طرف گرفتارى و ناراحتى به آنان احاطه كند قوىتر و در كردار خود با نشاطتر مىباشند و
--> ( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، در تفسير آيه ، ص 93 .