ابو الفضل مير محمدى زرندى

212

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

با توجه به مطالب گذشته ، نمىتوان گفت بين آيات تناقضى هست تا يكى ناسخ ديگرى باشد . مورد دوم آيه وصيت آيه شريفه « كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » « 1 » : نوشته شده است هرگاه مالى را از خود باقى مىگذاريد درباره پدر و مادر و خويشان خود خوبى ( احسان ) را وصيت نماييد تا به آنان نيكى كنند و اين بر پرهيزگاران حقى است ( كه در ذمه آنها گذاشته شده است ) . سيوطى در اتقان مىنويسد : اين آيه منسوخ است و نسخش با آيهء مواريث مىباشد و ديگرى گفته آيه شريفه توسط حديث « الا لا وصيّة لوارث » ( بدانيد بوارث نبايد وصيت كرد ) نسخ شده است و ثالثى گفته با اجماع علماء منسوخ گشته است « 2 » . ولى در تفسير نعمانى ، اين آيه را در شمار آياتى كه منسوخ شده نياورده است و اين ، شاهد است كه از منسوخات نيست و عتائقى « 3 » مىنويسد : گفته مىشود اين آيهء شريفه نسخ شده و ناسخ آن ، آيهء مواريث است كه آيهء « يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ . . . » ( خداوند شما را دربارهء اولادتان توصيه مىكند كه سهم هر پسر برابر با سهم دو دختر باشد ) مىباشد . سپس مىگويد : در اين بيان ، تأمل است زيرا در بين اين دو آيه تنافى نيست تا يكى ناسخ ديگرى باشد و عده‌اى از علماء نيز قائل به نسخ نيستند و اين مؤيد حرف ما است مانند آنچه از ضحاك نقل شده كه : هرگاه كسى به خويشان خود وصيت نكند نامهء عملش را با معصيت ختم كرده است و همينطور حسن و قتاده و طاووس و علاء بن زيد و مسلم بن يسار گفته‌اند آيهء وصيت محكم است و منسوخ نيست « 4 » . آية اللّه خوئى نيز مىنويسد : حق اين است كه آيهء شريفه محكم و غير منسوخ است « 5 » .

--> ( 1 ) سورهء بقره ، آيه 180 . ( 2 ) الاتقان ، ج 2 ، نوع 47 ، ص 22 . ( 3 ) كمال الدين عبد الرحمن عتائقى از علماى قرن 8 و داراى كتابى است در نسخ به نام « ناسخ و منسوخ » . ( 4 ) ناسخ و منسوخ ، عتائقى ، ص 30 . ( 5 ) تفسير البيان ، ص 205 .