ابو الفضل مير محمدى زرندى
189
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
ديگر ميوه دهد ممكن است با اعجاز ، فعلا ميوه دهد به اينكه آن شرايطى كه پس از چند ماه حاصل مىشد با اعجاز فورا حاصل شود و اين همان معناى خارق عادت است و نيز در معجزه شرط است كه موافق با ادعا باشد . پس آنچه از مسيلمه نقل شده كه او به چاهى آب دهن انداخت به ادعاء اينكه آب آن زياد گردد ليكن در اثر آب دهن ، آب چاه به كلى خشگ شد معجزه نيست و نيز شرط است كه شخص ديگرى نيز با او معارضه نكند بطورى كه بتواند كارى را كه اولى بعنوان معجزه آورده او هم بياورد چنانچه در سابق گفته شد و گفتيم كه در نظير اعجاز قرآن با اينكه خود به معارضه دعوت كرده و آوردن يك سوره را از مردم خواسته است تا حال احدى نتوانسته نظير آن را بياورد . اعجاز قرآن قرآن مجيد بىشك معجزهايست خارق عادت و براى هيچ بشرى ممكن نشده و نيست كه مثل آن را بياورد بلكه حتى يك سوره از سورههاى آن را نتوانستهاند بياورند و در آن اختلافى نيست گر چه در وجه و جهت اعجاز اختلاف كردهاند . اما از غير مسلمانان ، اشخاصى هستند كه اعجاز قرآن را منكر شدهاند و گاهى هم به چيزهائى كه موجب رسوايى آنها شده است استدلال كردهاند چنانچه در قرآن كريم مشاهده مىشود : « وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ، لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ ، وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » « 1 » : به تحقيق ما مىدانيم كه آنها مىگويند « محمد » را بشرى تعليم مىكند و حال اينكه زبان كسى كه تعليم را به او نسبت مىدهند اعجمى است ( نه عربى ) و اين قرآن زبان عربى روشنى است ( از شخص اعجمى چنين كلامى ( عربى ) صادر نمىشود ) . پس جهل اينان موجب شد كه چنين نسبتى دهند و قرآن شريف را كه جامع فصاحت و بلاغت است به كسى نسبت دهند كه اعجمى است و عربيت را خوب نمىداند . و نيز به همين جهت است كه بعضى از مستشرقين ادعا كردهاند كه قرآن ساختهء فكر محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) است حتى يكى از آنها كه آزادانديش و از دانشمندان بنام بشمار مىرود اظهار كرده كه نتيجه درس و بحث من منجر شد كه بگويم تمام قرآن وحى
--> ( 1 ) سورهء نحل ، آيه 103 .