ابو الفضل مير محمدى زرندى

190

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

نيست بلكه خوابهايى است كوتاه و مثال و داستانهايى است كه از روى اراده و عمد ساخته شده و احاديثى است در اصول عقايد « 1 » . و بسيار عجيب است از كسى كه اهل معرفت و دقت در ادبيات عرب و نيز صاحب ذوق سليم و انصاف باشد و چنين حرفى بزند و قرآن را ساختهء محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) بداند با اينكه آن حضرت امّى بوده و نزد كسى درس نخوانده و دائما از مردم خواسته كه مثل آن را و يا مثل ده سورهء آن را بياورند بلكه حتى مطالبهء يك سوره مانند قرآن از مردم كرده با اين حال نتوانستند نظير آن را بياورند با اينكه در ميان آنان خبره‌هاى فن ادب و دانشمندان بنام بوده است و در اين مدت از تاريخ ، از آنها شنيده نشده است كه مانند آن را ادعا كرده باشند . و حتى اين مستشرق ، آيا از كسى شنيده است كه مانند يك سوره از سوره‌هاى قرآن را تأليف كرده باشد ؟ و اين نيست مگر از روى تجاهل به اين حقيقت ، و يا جهل به آن واقعا . و خداوند متعال در كتاب خود مىفرمايد « بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ » « 2 » : بلكه اين قرآن آيات و علامات روشنى است در سينه‌هاى كسانى كه به آنان علم داده شده است ، و آيات ما را انكار نكند مگر گروه ظالم و ستمكار . نقل مىكنند : گروهى از مستشرقين متأخر اظهار كرده‌اند كه ما پس از بحث و تحقيق از قرآن و محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) به اينجا رسيديم كه محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) داراى فطرت سليم و صحيح و عقل كامل بوده است و اين گروه در پايان گفته‌اند پس از مطالعه در سيره پيغمبر اسلام دريافتيم كه خود حضرت يقين به پيغمبرى خود داشته است و آن حضرت هر چه مىگفته كه از جمله آنها ادعاى پيغمبرى باشد راست و صدق است . تا اينكه مىگويند : مطلب بطورى بر اين گروه مستشرق روشن شده كه حقيقتى را چنين با كمال صراحت اعلان نمايند كه هر گاه نسخه‌اى از قرآن را در صحرائى بيفكنند و كسى هم از اسم و فرستندهء آن اطلاعى نداشته باشد پس از مطالعهء در آن نسخه مىفهمد كه آن كلام اللّه است و جز آن نمىتواند باشد « 3 » .

--> ( 1 ) كتاب النبى محمد تأليف عبد الكريم خطيب ص 286 نقل از مؤلف كتاب حضارة الاسلام . ( 2 ) سورهء عنكبوت ، آيهء 49 . ( 3 ) مناهل العرفان ، ج 2 ، ص 332 .