ابو الفضل مير محمدى زرندى

173

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

چقدر در آن اشتباه رخ خواهد داد ، و اين اختلاف ، بطور مستمر در ميان قراء باقى بود و از باب مثال ، هر گاه فرض شود آيه شريفه « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ . . . » « 1 » نقطه و اعراب نداشته باشد ، چقدر مختلف خوانده مىشود چنانچه ديده شده است مثلا عاصم و حمزه و كسائى با دو همزه خوانده و اهل حجاز و ابو عمرو با مد و لينت « انذرتهم » و ابن عامر ، الف بين همزتين اضافه كرده مانند « اانذرتهم » و اين سه قرائت را مرحوم طبرسى در مجمع البيان نقل كرده است « 2 » ، و ابن محيض با يك همزه تلاوت كرده است به صورت خبر ، ولى همزهء استفهام در تقدير و مراد است ، و تعدادى از علماء ، جمله را به جملهء استفهاميه تطبيق كرده‌اند ولى عدهء زيادى از آنان ، براى ثقالت ، دو همزه را در يك جا نمىآورند زيرا قرائت دو همزه ثقيل و شبيه به چيزهايى است كه عقلا از آن اجتناب مىكنند ، و بعضى همزه اولى را محقق و دومى را بين بين ( يعنى بين الف و همزه ) مىخوانند ، و بعضى همزه دوم را مانند « آدم » الف خوانده‌اند . و بعضى دو همزه را در عبارت مىآورند ليكن در وسط آن الف قرار مىدهند و بعضى از طائفه عرب همزه اول را تبديل به « هاء » مىكنند ، و اما در عليهم ، ده نوع قرائت ، گفته شده و تلاوت هم گشته است « 3 » . و شايد اين مطلب كه در قرآنهاى عثمان ، نقطه و اعراب ، نبوده ، همان گفتهء ابن الجزرى است كه در ضمن كلامى مىگويد : قرآنها در عصر عثمان از روى نسخه‌اى كه در نزد حفصه بود نوشته شد و يكى از آنها را به بصره و ديگرى را به كوفه و سومى را به شام و چهارمى را به مكه معظمه و پنجمى را به يمن و ششمى را به بحرين ارسال نمود و يك قرآن را نيز در مدينه براى خود نگه داشت كه به آن امام مىگفتند . تا اينكه مىگويد : اين قرآنها خالى از نقطه و اعراب بود تا با هر چه كه از پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، با سند و اصل شده بود موافقت داشته باشد ، زيرا در آن زمان اعتماد به حفظ بوده نه خط « 4 » . سپس مىگويد : حاصل آنچه گفته شد اينكه : قرّاء ، روز به روز زياد مىشدند و در بين آنان اختلاف پيدا

--> ( 1 ) سوره بقره ، آيه 6 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 1 ، ص 41 . ( 3 ) املاء ما من به الرحمن ، ابى البقاء عكبرى ، ص 14 . ( 4 ) النشر فى القرائات العشر ، ج 1 ، ص 7 .