ابو الفضل مير محمدى زرندى

17

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

سالم نقل مىكند كه امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : وقتى كه به پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) وحى نازل مىشد اگر جبرئيل ( عليه السلام ) واسطه بود پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىفرمود : « اين جبرئيل است و چنين مىگويد » و اگر جبرئيل ( ع ) نبود و وحى مستقيما به پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نازل مىگشت براى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) غشيان و بيهوشى عارض مىشد زيرا در اين وقت ، وحى بر حضرت سنگين بوده است « 1 » . 2 - شيخ صدوق ( عليه الرحمة ) در كتاب توحيد با اسناد خود از زراره روايت مىكند كه مىگويد : به امام صادق ( عليه السلام ) عرض نمودم فدايت شوم آن غشيان و بيهوشى چه بوده كه به رسول خدا عارض مىگشت ؟ فرمود : آن در صورتى بود كه بين خدا و رسولش واسطه‌اى نبود و خداوند ، خود براى پيغمبرش تجلى مىكرد و بعدا فرمود : اى زراره اين همان نبوت است . در اين وقت ، امام ( عليه السلام ) حالت خضوع و خشوعى به خود گرفت « 2 » . 3 - بخارى مىگويد : فروه حديث مىكند از على بن مسهر و او از هشام بن عروه و او از پدرش از عايشه كه حارث بن هشام از پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) پرسيد وحى چگونه به شما نازل مىشود ؟ فرمود : گاهى ملك مىآيد و من صدايى مثل صداى زنگ مىشنوم ، سپس آن صدا از من رفع مىشود و آنچه را كه شنيده‌ام در ذهنم باقى مىماند و گاهى به صورت مردى مىآيد و با من تكلم مىكند و هر چه را مىگويد در همان حال ضبط مىكنم « 3 » . و مثل اين حديث از مسلم و بيهقى نيز نقل شده است « 4 » . و در كتاب طبقات ، ج 1 ، ص 132 و در كتاب بدايه و نهايه ، قريب به آن نقل شده است . و نيز در طبقات از عبد اللّه بن ابى سلمه از عمويش نقل مىكند كه براى من از پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) چنين نقل شده كه حضرت فرمود : وحى بر من به دو طريق نازل مىشود ، گاهى جبرئيل ( عليه السلام ) مىآيد و وحى را القاء مىكند مانند مردى كه با مرد ديگر تكلم مىكند و آن با سرعت از من زايل مىشود و گاهى هم مىآيد و من مانند صداى

--> ( 1 ) تفسير الميزان ، ج 18 ، ص 82 ، و محاسن ص 338 ، از علل . ( 2 ) تفسير الميزان ، ج 18 ، ص 82 . ( 3 ) صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 136 . ( 4 ) تفسير الميزان ، ج 18 ، ص 82 .