ابو الفضل مير محمدى زرندى

16

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

ادريس از پدرش از جعفر بن محمد از محمد بن حسين بن زيد از حسين بن علوان از عمر بن ثابت از امام صادق ( عليه السلام ) روايت كرده است « 1 » . و از امالى شيخ نقل شده ، كه جماعتى از ابى المفضل و او از عده‌اى ( كه نام برده ) و آنها از ابن عباس روايت مىكنند كه على ( عليه السلام ) صبح زود به زيارت پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) رفت و دوست داشت كه كسى بر او سبقت نگيرد و ديد كه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) در حياط خانه ، سرش را در دامن دحية بن خليفه كلبى گذاشته است ، با صيغهء سلام ( السلام عليك ) ، سلام كرد و پرسيد چگونه است حال رسول خدا ؟ دحيه گفت : « خوبست اى برادر رسول خدا » تا اينكه مىگويد : پس سر حضرت را بلند نموده در دامن خود قرار دادم آنگاه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بيدار گشت و پرسيد كه اين همهمه چيست ؟ قضيه را عرض كردم فرمود : او دحيه نبود بلكه جبرئيل ( عليه السلام ) بود و ترا با نامى كه خدا اسم گذارى كرده خوانده است « 2 » . و آن همان كلمهء « اخا رسول اللّه » است كه در همين حديث است و نيز از اين حديث استفاده مىشود كه جبرئيل در اكرام و تعظيم پيغمبر تا چه اندازه كوشا بوده است . دو حالت مختلف بىتناسب نيست به اخبارى اشاره شود كه دلالت دارند بر اينكه هر موقع جبرئيل ( عليه السلام ) در نزول وحى ، واسطه بوده پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) براحتى وحى را دريافت مىكرد و وقتى كه واسطه نبوده و وحى مستقيما از ناحيهء خدا به حضرت و اصل مىشد حالت غشيان و سنگينى مخصوصى در پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) مشاهده مىشد و نيز بايد اشاره شود ، چرا چنين حالتى براى پيغمبر معظم عارض مىگشته است ؟ ! بنابر اين ، قسمتى از اخبار را متعرض مىشوم و سپس متعرض جواب از اشكال نيز خواهم شد و اما اخبار عبارتند از : 1 - مرحوم شيخ ابو جعفر برقى در كتاب علل از پدرش از ابن ابى عمير و او از هشام بن

--> ( 1 ) بحار الانوار ، طبع جديد ، ج 18 ، ص 248 . ب كيفيت صدور وحى . ( 2 ) بحار الانوار ، طبع جديد ، ج 18 ، ب كيفيت صدور وحى .