ابو الفضل مير محمدى زرندى

158

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

در اينكه در قرائت قرآن اختلافى بوده شكى نيست و اما منشأ اختلاف ، احتمالا اموريست كه عبارتند از : 1 - در ميان صحابه افرادى بودند كه خيال مىكردند كه قرآن را با هفت حرف مىشود خواند يعنى مىشود الفاظ را به الفاظ مرادف و واضح ، تبديل نمود « 1 » و همين كار را كرده بودند كه موجب اختلاف قرائت شده بود چنانچه در ميان جامعين قرآن شنيده مىشده كه قرائت ابن مسعود مثلا از ساير قرائت‌ها بهتر است و البته اين تبديل به خاطر سهولت و وضوح انجام مىگرفت « 2 » . از ابن قتيبه نيز نقل است كه ابن مسعود ، آيهء شريفهء « وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ » را « كالصوف المنفوش » قرائت مىكرده و مىگفته : « عهن » به معناى « صوف » يعنى پشم است پس ما در عوض آن ، صوف بگذاريم واضحتر و مأنوستر است « 2 » . 2 - اينكه قرآنهايى را كه عثمان نوشت از اعراب و نقطه خالى بود و همين باعث شده بود كه براى عدهء زيادى ، اشتباه رخ دهد خصوصا افرادى كه زمان رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) را درك نكرده بودند و يا اگر درك كرده بودند ولى چون عجم و يا عرب دور از ادبيات بودند خوب درك ننموده بودند و اما عرب اصيل كه فيض حضور در مجالس پيغمبر را داشتند در حق آنها احتمال خطا نيست مگر اندك . بعلاوه اعراب و نقطه نداشتن كتاب خدا به مصلحت مسلمانان نبوده زيرا اختلاف ناشى

--> ( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 46 . مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 406 . ( 2 ) التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 256 و 257