ابو الفضل مير محمدى زرندى

153

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

رضايت صحابه از عمل عثمان صحابهء پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) از اين عمل عثمان اظهار رضايت كردند جز عبد اللّه بن مسعود كه بنا به گفتهء يعقوبى قرآن خود را تحويل عبد اللّه بن عامر نداد تا عثمان نامه نوشت و ملامت كرد كه اين كار تو باعث فساد در دين و امت مىشود . روزى عثمان در مسجد در حال خطبه بود ديد عبد اللّه بن مسعود مىآيد اظهار كرد يك جنبنده پستى مىآيد و ابن مسعود با غلظت با عثمان رفتار كرد پس عثمان دستور داد او را كشان كشان ببرند كه دو دنده‌اش شكست و عايشه نيز حرفهاى زيادى زد « 1 » . و گفته شده كه ابن مسعود نيز در اواخر به رأى عثمان برگشت پس بنابر اين نمىشود در كار عثمان خلافى باشد « 2 » . بلى عثمان در اينكه بقيه قرآنها را سوزانيد مورد انتقاد بعضىها قرار گرفت و در اينكه آيا احراق قرآن ، در بعضى از موارد جايز است يا نه در فرصتهاى ديگر بايد از آن بحث كرد . ابن ابى داوود از سويد بن غفلة با سندى كه آن را صحيح دانسته نقل مىكند : على ( عليه السلام ) درباره عثمان ( از جهت وحدت قرآن‌ها ) فرمود : شما درباره عثمان چيز ناشايسته‌اى نگوييد به خدا قسم او اين كار را با اطلاع ما انجام داد و از ما پرسيد كه شماها چه مىگوييد در اينكه مسلمانان با هم اختلاف پيدا كرده‌اند يكى مىگويد : قرائت من بهتر است از قرائت تو و ديگرى عكس آن را مىگويد و اين روش منجر به كفر خواهد شد و ما از او پرسيديم نظر تو چيست ؟ گفت نظر من اين است كه مردم را وادار كنيم از روى يك قرآن و يك قرائت تلاوت نمايند . و ما گفتيم رأى خوبى است « 3 » . ابن اثير اضافه مىكند كه على فرمود : اگر من هم سرپرست امور بودم كارى را كه عثمان كرده بود مىكردم « 4 » و در روايت سليم بن قيس از طلحه مىبينيم كه از على ( عليه السلام ) پرسيده چرا قرآنى كه تأليف فرمودى وقتى عثمان مىخواست قرآن واحدى تهيه كند و قرآنها در آن موقع جمع شده بود و دستور داد مصحف عبد اللّه بن مسعود

--> ( 1 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 158 . ( 2 ) التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 250 . ( 3 ) الاتقان ، نوع 18 ، ص 59 . ( 4 ) كامل ، ج 3 ، ص 112 .