ابو الفضل مير محمدى زرندى

15

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

به زيارت حرم پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نشده بود و قافله هم بنا داشت حركت كند و من موضوع را به امام صادق ( عليه السلام ) عرض كردم فرمود : به او بگو غسل كند و به مقام جبرئيل بيايد ( چون حائض نبايد جلوتر برود ) و آنجا مقامى است كه جبرئيل ( عليه السلام ) هر گاه مىخواست به حضور پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) برسد ، در آنجا توقف مىكرد و اذن دخول مىگرفت ، پس هر گاه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) وضعش مقتضى نبود اذن نمىداد و جبرئيل توقف مىكرد تا حضرت بيايد و اگر مقتضى بود اذن مىداد و جبرئيل وارد مىشد پس همسرم اين كار را كرد و حيض بر طرف شد و به زيارت حرم پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مشرف گرديد « 1 » . 3 - از مرحوم شيخ صدوق نقل شده كه در اعتقادات خود گفته است : اما اعتقاد ما در نزول وحى اين است كه جبرئيل ( عليه السلام ) بدون اذن ، وارد بر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نمىشد و استيذان مىنمود و اينها براى اكرام پيغمبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بود و نيز جبرئيل ( عليه السلام ) مانند يك بنده ، درحضور پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىنشست « 2 » . شايد شيخ صدوق ( عليه الرحمه ) اعتقاد خود را از رواياتى كه در اين مورد وارد شده ، گرفته است مانند حديثى كه در علل الشرايع نقل كرده كه چنين است : على بن احمد بن عبد اللّه البرقى روايت كرده از جدش احمد بن ابى عبد اللّه و او از پدرش از محمد بن ابى عمير و او از عمرو بن جميع از امام صادق ( ع ) كه فرمود : جبرئيل ( ع ) وقتى كه به محضر پيغمبر مىرسيد جلوسش مثل جلوس يك بنده بود و بدون استيذان وارد منزل پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نمىشد « 3 » . 4 - مرحوم علامه مجلسى از كتاب كافى ثقة الاسلام كلينى نقل مىكند كه از امام صادق ( عليه السلام ) سؤال شد كه غشيان و بيهوشى كه بر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) عارض مىشد آيا در موقع آمدن جبرئيل بود ؟ فرمود : « نه ، جبرئيل بدون اجازه وارد نمىشد و مانند عبدى در محضر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىنشست و اين حالت در موقعى بود كه خداى متعال پيغمبر خود را مستقيما و بدون واسطه ، مخاطب قرار مىداد » و مىگويد اين حديث را ابن

--> ( 1 ) وسايل ج 9 ، باب 93 ، از ابواب طواف . ( 2 ) بحار الانوار طبع جديد ، ج 18 ، ص 248 . ( 3 ) علل الشرايع باب 7 .