ابو الفضل مير محمدى زرندى
104
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
آيات ، فقط براى حفظ قدرت خداوندى است بمانند آيه شريفه « وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ » « 1 » . و نيز مانند آيه شريفه « وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا » « 2 » يعني : اگر بخواهيم هر چه را كه به تو وحى كردهايم از بين ببريم ، مىبريم و تو هيچ مدد كارى بر عليه ما پيدا نمىكنى . معلوم است كه خداوند اگر بخواهد مىكند ولى هرگز نمىخواهد . اينها آياتى بود كه دلالت داشت بر اينكه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آيات را فراموش نمىكند و آيات ديگرى هم بر اين معنى دلالت دارند ليكن آنچه نقل كرديم كفايت دارد . امكان اسهاء در پيغمبر ( ص ) پس از آنكه نظر قرآن كريم را فهميديم طبيعى است كه اصحاب ما ( اماميه ) در عدم جواز سهو بر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) متفق شدهاند الا اينكه به شيخ صدوق و استادش نسبت داده شده كه اسهاء و سهوى كه از جانب خدا باشد بر رسول خدا جايز و ممكن است و اما سهوى كه از ناحيه شيطان باشد جايز نيست . و نيز ممكن است اصحاب ما در اتفاق خود ، به عقل تمسك نموده باشند كه با صراحت حكم مىكند كه انبياء بايد از هر نقص و رذيله مبرا باشند چنانچه محقق طوسى در تجريد الاعتقاد مىنويسد : انبياء بايد از خطا و نسيان معصوم باشند تا موجب اطمينان گشته و غرض از بعثت آنان حاصل گردد و انبياء بايد داراى كمال عقل و تيزهوشى و قوت فكر و عدم سهو باشند « 3 » . و مرحوم علامه در شرحش مىفرمايد : بر انبياء ، سهو جايز و ممكن نيست چون سهو ، موجب نقص و غفلت از بعضى از وظائف تبليغى خواهد شد « 3 » . كلام صدوق و استادش مخفى نماند كه شيخ صدوق كه معتقد به جواز سهو است فقط در نماز و امثال آن كه از تكاليف مشتركه بين پيغمبر و امت است مىگويد ، اما در تكاليف مختص مانند تبليغ ،
--> ( 1 ) سورهء هود ، آيه 108 . ( 2 ) سورهء اسراء ، آيه 86 . ( 3 ) كشف المراد ، فى وجوب عصبة النبى ، ص 274 .