عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
32
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
الكلينى ، الاصول من الكافى ، ج 1 ، ص 58 . و نيز بنگريد به : سيد مرتضى العسكرى ، معالم المدرستين ، ج 2 ، ص 299 به بعد . 8 - توجيهاتى چهل گانه از « احرف » بيانگر آن است كه اين روايتها ، اضطراب لفظى و معنوى دارند بنابر اين متهم به ضعفاند و نمىتوان از آن برداشت فحوايى داشت . محمد جواد البلاغى ، آلاء الرحمن ، ج 1 ، ص 75 . همچنين اين روايتها ، غرابت نيز دارند چه مشتمل بر لفظ غامض و به دور از فهمند و غرابت موجب ضعف روايت است . رضا مؤدّب ، نزول قرآن و رؤياى هفت حرف ، ص 73 . از طرفى موضوع سخن در روايت ابن مسعود ، اختلاف در تعداد آيات است چنان كه اختلاف در 35 آيه يا 36 آيه بوده است بنابراين بايسته است جواب نيز به عدد باشد نه جواب به امرى مبهم . . . نهله غروى ، فقه الحديث و رروشهاى نقد متن ، ص 191 . 9 - در خصوص نگاه دو مكتب شيعه و سنى به صحابه بايد گفت كه در مكتب اهل سنّت تمامى صحابه عادلند و در روايتها قابل جرح و تعديل نيستند ، در حالى كه در مكتب اهل بيت - عليهم السلام - با پيروى از آيات قرآن كريم در ميان صحابه ، منافقانى نيز بودهاند بنابراين تمام صحابه عادل نيستند و بلكه قابل جرح و تعديلاند . تفصيل مطلب را بنگريد در : سيد مرتضى العسكرى ، معالم المدرستين ، ج 1 ، صص 95 - 101 و نيز بحث مفيد اسد حيدر در الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، مجلّد اوّل ، صص 592 - 623 . 10 - فقط كلمه « تأمنّا تأمننا » در قرائت حفص از عاصم به اشمام قرائت شده است . اشمام ، اشاره به حركت بدون صوت است بدين نحو كه لبان به صورت حركت جمع مىشود يا به عبارت ديگر ( اين جا ) غنچه مىشود . اين نوع از وقف در ضمه و رفع جايز است و فقط با ديدن قارى قابل درك است نه شنيدن . داوود العطار ، التجويد و آداب التلاوة ، ص 51 . 11 - يكى از نقدهايى كه بر اين نظر مىتوان وارد كرد آن است كه تبديل كلمهاى به كلمه مترادفش موجب از بين رفتن اساس قرآن مىشود چه با جايگزينى مترادف كلمهاى ، چه تضمينى است كه فصاحت و بلاغت قرآن باقى بماند و حال آن كه هر كلمه در فصاحت و بلاغت بايد در جاى خود باشد . ابو القاسم الخوئى ، البيان ، صص 180 - 183 . و نيز : محمد هادى معرفت ، التمهيد ، ج 2 ، صص 96 - 97 . به بحث قرائت به معنا رجوع كنيد .