عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

24

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

مفهوم آن ، اين نبوده است كه هر فرد ، ممكن است قرآن را بر هفت حرف بخواند ، بلكه مراد آن است كه هر فرد آن گونه كه معلّمش ، چه پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم و چه يكى از اصحاب ، به او آموخته است ، [ قرآن را ] بخواند ، بدون اين كه در پى تقليد از ديگرى در قرائت باشد و بدون اين كه در پى تحميل قرائت خود بر ديگرى بر آيد . بنابراين ، حضرت رسول - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - به هر كس كه در حضور ايشان - على رغم اختلاف قرائتها - قرائت مىكرد ، قرائت وى را تأييد مىنمود تا جايى كه از مجادله در قرآن ، به سبب اختلاف حروف ، نهى مىكرد ، چون مجادله در آن كفر است على رغم اين كه احاديث حروف هفتگانه ، وجه اختلاف « حرف » قرآن را ذكر نكرده‌اند و گاهى هم به ذكر موضع كلى آن مثل سورهء نحل يا فرقان بسنده كرده‌اند - يا گرايشهاى كلى كه قبلا به آن اشاره كرده‌ايم را بيان داشته - [ ولى ] اين ملاحظات سه گانه ما را به موضع‌گيرى مجازى در تفسير مدلول از حروف هفتگانه كمك مىكند ، بدين صورت كه اين اجازه در قرائت را زمان نزول آن تفسير مىكند كه در مكّه نبوده است ؛ يعنى جايى كه مجموعهء مؤمنان يك واحد هماهنگ را تشكيل مىدادند كه بيشتر از قريش بوده‌اند و تعداد آنها هم محدود و با پيامبر [ ص ] ، معلم اول خود ، ارتباط هميشگى داشته‌اند و ايمان تازه‌اى يافته‌اند آنها از هر جهت - از حيث تعداد ، نوع و شرايط - قادر بر حفظ قرآن و تلاوت درست آن ، بدون غلط و تحريف ، بوده‌اند . داستان اسلام آوردن عمر بن خطاب بر اين مطلب دلالت دارد كه آنها متن قرآن را هم مىنوشتند و نزد خواهر او دو صحيفه از قرآن در آن واپسين روزهاى اسلام وجود داشته است « 1 » . حتى ناتوانهاى آنها - اگر وجود داشتند - فرصتى براى اصلاح زبانشان داشتند و همچنين فرصتى كه به پيامبر [ ص ] مراجعه نمايند و يا براى اصلاح خطاى خود نزد اصحاب بروند ، لذا اختلافات در متن قرآن ، پديد نيامده بود كه بر خورد با آن به منزلهء يك مشكل لازم آيد . وقتى كه پيامبر [ ص ] و اصحابش به مدينه هجرت كردند ، وضع تغيير كرد و تعداد ايمان آورندگان زياد شد و مردم گروه گروه به دين اسلام گرويدند . براى دعوت در مركز

--> ( 1 ) ابو عبد اللّه الزنجانى ، تاريخ القرآن ، ص 21 .