عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
17
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
امّت ، قرائت بر يك حرف مىباشد نه شش تاى [ حرف ] ديگر « 1 » . . . ملاحظه مىشود كه راى طبرى آن است كه « حروف هفتگانه » همان لغات هفتگانه در يك كلمه مىباشند و گذشت كه ابن قتيبه درستى آن را رد كرده و گفته است كه مراد لغات هفتگانهء پراكنده در قرآن است [ نه در يك كلمه ] ( 11 ) . همچنين ملاحظه مىشود كه طبرى همهء آنچه را كه اكنون قرائت مىشود ، به عنوان يكى از « حروف هفتگانه » ، معتبر مىداند و « حروف ششگانهء » ديگر را به اجماع امّت مردود مىشمارد ؛ على رغم اين كه قرائت قرآن به تمام حروفش را بر خواننده كه قرائت آن به او اجازه داده شده است ؛ حرام ندانسته است « 2 » . در حالى كه ابن قتيبه « حروف هفتگانه » را با ساخت محدود و مشخّص موجود مىداند كه - به نظر ما - سه تاى از آنها ، در رسم الخط عثمانى مصحف وجود دارد . اين دو رأى به تعيين قطعى « احرف » و نيز تعيين قطعى « عدد هفت » گرايش دارند . مكىّ بن ابيطالب حمّوش القيسى ( در گذشته به سال 437 ه . ق . ) تابع راى ابن قتيبه است و عين كلام او را با تفسيرهاى ساده و شرحهايى در خلال آن نقل كرده است . وى چنين مىگويد : « به اين قسمها در معانى حروف هفتگانه ، گروهى از دانشمندان معتقدند كه همان سخن ابن قتيبه و ابن شريح و ديگران است ؛ امّا ما به شرح سخن آنها پرداختيم . » « 3 » . مكّى به بررسى روش طبرى پرداخته و پرده از تناقض گفتهء وى برداشته و در خلال بسط راى او در كتاب [ الابانة عن معانى ] القراءات بيان مىدارد كه طبرى معتقد است : آنچه كه قاريان امروز در قرائتها با هم اختلاف دارند ، يكى از حروف هفتگانه است كه عثمان مصحف را به آن نوشت و بقيهء « حروف » را امت اسلام به اجماع رد كرده است « 4 » . - ما هم اين مطلب را از تفسيرش نقل كرديم - . مكّى از كتاب [ الابانة عن معانى ] - القراءات از وى چنين
--> ( 1 ) محمد بن جرير الطبرى ، جامع البيان عن تأويل القرآن ( تفسير طبرى ) ، ج 1 ، صص 58 - 59 . ( 2 ) همان ، ص 59 . ( 3 ) مكّى بن ابيطالب ، الابانة عن معانى القراءات ، صص 36 - 41 . ( 4 ) همان ، صص 10 - 11 .