عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
18
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
نقل مىكند : « تمام قرائتهايى كه نزد ما صحيح است ، از حروف هفتگانهاى است كه پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - به امّتش تعليم داده است ، حروفى كه خداوند به او و امّتش اجازه داد تا قرآن را به آن بخوانند ، ما هم اجازه نداريم كسى را كه چنين قرائت مىكند ، بر خطا بدانيم ، اگر موافق با خط مصحف باشد ؛ امّا اگر مخالف با خط مصحف باشد ، آن را نمىخوانيم و در برابر آن و سخن دربارهء آن توقّف مىكنيم . » « 1 » . بنابراين طبرى ، تمام آنچه را كه قاريان در آن اختلاف دارند ، در حوزهء « حرف واحد » قرار مىدهد ، يعنى حرفى كه مصحف عثمان به آن نوشته شد ، و در مرتبهء دوم تمام آنچه را قاريان در آن اختلاف دارند - از موارد صحيح - در حوزهء حروف هفتگانه ، مىداند ، البته تا زمانى كه با خط مصحف ، هماهنگى داشته باشد . بنابراين خط مصحف نزد طبرى به دو گرايش گسترش يافته است ، [ يعنى در بر دارندهء ] قرائتهايى از « حرف واحد » است كه همان قرائتها ، از حروف هفتگانه هم هست . لذا مكّى به او نسبت تناقض در روش مىدهد « 1 » . آنچه كه ما بر آنيم ، آن است كه اين تناقض ، امرى است صورى ، چون به نظر ما ، برخى از حروف - كلّا - از مصحف عثمان دور شدند و اين ، همان چيزى است كه طبرى آن را مبناى رأى خود مىداند ، امّا وى در تعيين تعداد اين حروف دور شده ، اغراق مىكند ، درست آن است كه اين سخن ، بدون « تعيين كردن » بيان شود ، تا زمانى كه اصل مسأله يعنى حروف هفتگانه نامشخّص است چه قياس مشخّص بر امور نامشخّص عاقلانه نيست . امّا ابن جزرى ( در گذشته به سال 833 ه . ق . ) به دليل متأخر بودنش ، آراى تمام گذشتگان را جمعآورى نموده است . امّا وى بر همهء آنها اين مطلب را افزود كه مراد از « هفت » در اين جا حقيقت عدد نيست بلكه مراد كثرت و مبالغه است ، چنانچه ابن جزرى ، اين نظر را خوب توصيف مىكند ؛ - اگر حديث آن را طرد نكند - چون در برخى از روايات ، حقيقت عدد ( يعنى عدد منحصر بين 6 و 8 ) اراده شده است « 3 » تلاش و دقت نظر وى و تتبّع وى از قرائتهاى « صحيح » ، « شاذ » ، و « ضعيف » و « منكر » در حدود سى و اندى سال - چنان كه
--> ( 1 ) مكّى بن ابيطالب ، الابانة عن معانى القراءات ، ص 20 . ( 3 ) ابن الجزرى ، النشر فى القراءات العشر ، ج 1 ، ص 26 .